برگردان به زبان ساده
چه بایدم دلِ شوریده درجهان بستن
که راست طاقتِ چندین به صبر بنشستن
هوش مصنوعی: من چه سودی دارم از اینکه دل بیقرارم را به این دنیا پیوند بزنم، در حالی که طاقت تحمل این همه صبر و سکوت را ندارم؟
اگر ز مطرب و میخانه توبه دادندم
هنوز توبه نکردم ز توبه بشکستن
هوش مصنوعی: اگر از من خواستهاند که از خوشیها و لذتهای میخانه و موسیقی دوری کنم، هنوز نتوانستهام از این لذتها دست بردارم و توبهام را بشکنم.
گدایِ کویِ خراباتیان بُدن به از آنک
به عنف سلطنتی کردن و دلی خستن
هوش مصنوعی: بهتر است که انسان فقیر و طالب محبت اهل باده و خراباتیان باشد، تا اینکه به زور و سلطنت بر دیگران ظلم کند و دلها را بشکند.
به مذهبِ من اگر عارفی تفاوت نیست
ردا فکندن و زنّار بر میان بستن
هوش مصنوعی: در نگاه من، اگر کسی عارف باشد، تفاوتی بین پوشیدن لباس خاص مذهبی و بستن زنجیر به کمر وجود ندارد.
کمالِ اهلِ تصوّف به چیست میدانی
به معرفت، نه به برجستن و فرو جستن
هوش مصنوعی: کمال و شایستگی اهل تصوف در چه چیزی است؟ آیا میدانید؟ در شناخت و معرفت است، نه در ظاهر و حرکات نمایشی.
نتیجه ای ز کراماتِ اولیا آن است
که هم چو مریمِ دوشیزهاند آبستن
هوش مصنوعی: نتیجهٔ ویژگیهای ویژهٔ افرادمتقی این است که مانند مریمِ مقدس، در انتظار وقوع یک معجزه و تولدی بزرگ هستند.
نزاریا چه کنی قصه چاره چیست همین
ز خویشتن ببریدن به دوست پیوستن
هوش مصنوعی: نزاریا چه میتوانی کنی؟ داستان چیست؟ تنها راه چاره این است که از خودت جدا شوی و به دوست بپیوندی.
گرت مقامِ قرار آرزو کند باید
ز استحالتِ دنیا و آخرت رستن
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به آرامش و ثبات برسی، لازم است از دگرگونیهای دنیا و آخرت فاصله بگیری و از آنها رهایی یابی.