برگردان به زبان ساده
ای که نبودی شبی مونسِ غمخوارگان
رحم کن آخر دمی بر دلِ بیچارگان
هوش مصنوعی: ای کسی که هرگز در شبهای غم با دوستان همدرد نبودی، لطفاً برای یک لحظه هم که شده بر دلهای بیچارهها رحم کن.
بس که کشیدم ستم از ظلماتِ فراق
چند کند احتمال جورِ ستمکارگان
هوش مصنوعی: تا چه اندازه از ظلم و تاریکی جدایی آسیب دیدهام، که دیگر نمیدانم تحمل ستم ستمکاران چه قدر ممکن است.
تا ز برت رفتهام از نمِ خونِ سرشک
خشک نشد هرگزم صفحه رخسارگان
هوش مصنوعی: از زمانی که از کنارت رفتهام، هرگز اشکهای من خشک نشده و آثار سنگینی بر چهره محبوبان باقی مانده است.
خستهدلی ناصبور دارم و دانم که نیست
در رهِ عشق احتمال کارِ سبکسارگان
هوش مصنوعی: من دلbroken و ناامید دارم و میدانم که در مسیر عشق، هیچ احتمالی برای کارهای کماهمیت وجود ندارد.
نعره زنم تا به روز از غم هجران چنانک
خیره بمانند شب مجمع سیّارگان
هوش مصنوعی: فریاد میزنم تا روز فرارسد و از درد جدایی به حدی گیج و سردرگم شوم که شبها مانند ستارههای در حال حرکت باقی بمانند و از هم جدا نشوند.
با همه دردِ فراق با همه ضعفِ دماغ
هیچ نمیگیردم طعنه ی نظّارگان
هوش مصنوعی: با وجود تمام دردها و ناراحتیهایی که از جدایی حس میکنم و با وجود تمام ضعف و ناتوانیام، هیچ اهمیتی به حرفها و طعنههای کسانی که نظارهگر من هستند نمیدهم.
یاد نزاری مکن تا چه گشاید ازو
نه که نداری دگر هم چو وی از یارگان
هوش مصنوعی: به یاد کسی که غمگین و دلشکسته است، نباش؛ زیرا که ممکن است از دلنگرانی و یاد او، چیزهایی در دل تو باز شود که بهتر است فراموش کنی. تو هم نمیخواهی دلی چون دل او برای خودت داشته باشی.