برگردان به زبان ساده
یاد آن شب¬ها که بودی در کنارم دل¬ستان
غیرتِ خورشیدِ تابان رشکِ سروِ بوستان
هوش مصنوعی: به یاد شبهایی میافتم که در کنارم بودی. در آن زمان، عشق و محبت تو همچون خورشید درخشان بود و زیباییات بحدی حیرتآور بود که حتی سروهای باغ نیز به تو حسادت میکردند.
نافه مشکین زلفش سلسله در سلسله
روضه حسن وجمالش گل¬ ستان درگل ستان
هوش مصنوعی: موهای سیاه او مانند زنجیری در هم پیچیده است و زیباییاش همچون باغی پر از گلها میباشد.
دست در آغوش و لب بر لب نهاده تا سحر
بر خلاف دشمنان کاری به کام دوستان
هوش مصنوعی: تا سحر در آغوش هم خوابیدهاند و لبهایشان به هم چسبیده است، در حالی که بر خلاف دشمنان، تلاش میکنند به آرزوهای دوستانشان برسند.
ذوق¬هایی و خوشی¬هایی که ما را دست داد
شرح آن ممکن نگردد در چنین صد داستان
هوش مصنوعی: چه زیباست شادیها و لذتهایی که تجربه کردهایم، اما توصیف آنها در چندین داستان هم نمیتواند به درستی بیانگر این حس باشد.
پیش ازین از بس تنعّم در ضیافت گاه وصل
داشتم هر شب غذا از لعل آن شکّر ستان
هوش مصنوعی: قبل از این، به خاطر راحتی و خوشگذرانیای که در ملاقاتهای عاشقانه داشتم، هر شب غذا را از لعل آن معشوق میچشیدم.
این زمان صد شکر بگزارم اگر دستم رسد
تا ببوسم خاک کویش سر نهم بر آستان
هوش مصنوعی: این زمان از صمیم قلب شکرگزارم اگر بتوانم به تو برسم و خاک پای تو را ببوسم و سرم را بر درگاهت بگذارم.
باز می¬گوی ای نزاری و به زاری می¬گری
یاد آن شب¬ها که بودی در کنارم دل¬ ستان
هوش مصنوعی: ای نزار، دوباره این سخن را بگو و با غم گریه کن، به یاد آن شبهایی که در کنار من بودی و دلها را میبردی.