برگردان به زبان ساده
آن چه شب بود که با دوست به پایان بردیم
دردِ دیرینه ی دل با سرِ درمان بردیم
هوش مصنوعی: ما در شبی که با دوست گذراندیم، رنجها و دردهای قدیمی دل را فراموش کرده و به درمان آن پرداختیم.
باده خوردیم و نخوردیم غمِ دورِ فلک
بوسه دادیم به یک دیگر و دندان بردیم
هوش مصنوعی: ما مشغول نوشیدن شراب بودیم و غمِ دوری و سختیهای دنیا را فراموش کردیم، با یکدیگر آغوش گرفتیم و عشق ورزیدیم.
روزگاری چو سکندر طلبیدیم و چو خضر
عاقبت ره به سرِ چشمه ی حیوان بردیم
هوش مصنوعی: در دورانی مانند سکندر، به دنبال قدرت و فتح سرزمینها بودیم، اما در نهایت مانند خضر به حقیقتی عمیقتر رسیدیم و راهی به آب حیات یافتیم که رمز بقای واقعی در آن نهفته است.
در سراپرده ی حوران شبِ خلوت تا روز
نادر آن بود که بی زحمتِ رضوان بردیم
هوش مصنوعی: در مکانی خاص و خلوت، شبِ تاریک و زیبایی را گذراندیم تا روزی نادر و باارزش فرا رسید که به راحتی و بدون تلاش به جایی خوش و خوشایند رسیدیم.
هر شب و روز که بی دوست سرآمد بر ما
زندگی بود که بر خویش به پایان بردیم
هوش مصنوعی: هر شب و روزی که بدون دوست گذشت، مانند این بود که زندگی را بر خود به پایان رساندیم.
از دلِ گم شده هرگز خبری نشنیدیم
تا به امروز که پی با درِ جانان بردیم
هوش مصنوعی: از دل گمشده هیچ وقت خبری نداشتیم تا امروز که به درِ محبت محبوب رسیدیم.
سر و تیغ است نزاری به ارادت هیهات
مکن انکار که یک بارِ دگر جان بردیم
هوش مصنوعی: سر و تیغ نزار نشاندهندهی وفاداری و فداکاری است. به هیچوجه انکار نکن که بار دیگر روح و جان خود را برای این ارادت فدای خدا میکنیم.