برگردان به زبان ساده
گر به قلّاشی و رندی در جهان افسانهایم
باش گوای خواجه باری ثابت و مردانهایم
هوش مصنوعی: اگر در دنیا به فریب و شیطنت مشهور هستیم، بگذار همانطور که هستیم شهرت داشته باشیم، زیرا دلیلی داریم که ثابت و با صلابت باحضور هستیم.
وقت وقتی بی محابا گر در آتش میرویم
با گلِستان خلیل الله ز یک کاشانهایم
هوش مصنوعی: در زمانی که بدون نگرانی به آتش میرویم، با باغ خلیل خدا همچون یک خانهایم.
گوشه چون عنقا و آتش چون سمندر والسلام
نه چو مرغِ خانگی محتاجِ آب و دانهایم
هوش مصنوعی: در اینجا به زیبایی به توصیف دو موجود خیالی پرداخته شده است. گوشهای که به عنقا تشبیه شده، نشاندهنده جایی خاص و افسانهای است. آتش نیز مانند سمندر، که موجودی افسانهای است و از آتش نمیسوزد، به قدرت و جاودانگی اشاره دارد. در پایان، شاعر میگوید ما همچون مرغهای خانگی نیستیم که به آب و دانه نیاز داشته باشند، بلکه به چیزهایی بزرگتر و عمیقتر از زندگی معمولی نیاز داریم. این بیان نمادین است از جستجوی معنا و والاتر از زندگی روزمره.
عاقلان را طاقتِ نورِ ظهورِ عشق نیست
کشف بر ما میکند دانی چرا دیوانهایم
هوش مصنوعی: عاقلان توان درک و تابش عشق را ندارند، زیرا عشق برای ما آشکار میشود. میدانی چرا ما دیوانهوار به این عشق میپردازیم؟
حاضران ِ وقت و مأمورانِ امر مطلقیم
تا نپنداری که از آن آشنا بیگانهایم
هوش مصنوعی: ما در حال حاضر در این زمان و در مقام انجام وظیفه هستیم، پس نپندار که از آن کسی که برایت آشناست، بیخبر یا غریبهایم.
در نگنجد آفتاب آن جا که خلوت گاهِ ماست
گرچه با شمعِ شبستانش کم از پروانهایم
هوش مصنوعی: آفتاب نمیتواند در جایی که تنها ما هستیم، جای بگیرد. هرچند که در کنار شمع شبزندهداران، کم از پروانه نیستیم.
دیگران با نسیه خرسندند و ما با نقدِ وقت
دیگران از دوست محجوب اند و ما هم خانهایم
هوش مصنوعی: دیگران از قرض و بدهی راضی هستند، در حالی که ما در زمان دیگران زندگی میکنیم. دوستان ما به خاطر مشغلههایمان کمتر به ما توجه دارند و ما هم در این شرایط تنها هستیم.
دابهالارض ار جهان بر هم زند شاید که ما
چون نزاری حالیا ساکن درین کاشانهایم
هوش مصنوعی: اگر زمین به هم بریزد و جهان دگرگون شود، شاید ما مانند نزار که هماکنون در این خانه زندگی میکند، در همین مکان آرام بگیریم.
عیب ما در بارِ ما بینند ره گم کردگان
حاش لله زیرِ بارِ هرزه ی ایشان نهایم
هوش مصنوعی: نقصهای ما را افرادی که راه را گم کردهاند میبینند. ما زیر بار سخنان بیخود آنها نیستیم.
از خراباتی چه آید جز خرابی پس زما
هیچ معموری نیاید تا درین ویرانهایم
هوش مصنوعی: از یک خرابه چه چیزی جز خراب شدن میتواند انتظار داشت؟ پس از من هیچ سازندهای نمیآید، چون ما در این ویرانه به سر میبریم.