برگردان به زبان ساده
خویش را با یاد جانان می دهم
هر نفس بر یاد او جان می دهم
هوش مصنوعی: هر لحظه یاد محبوب را در دل خود زنده میکنم و با یاد او زندگیام را ادامه میدهم.
می کنم ساغر تهی از شرب و باز
پر زخون دیده تاوان می دهم
هوش مصنوعی: من جامی را از شراب خالی میکنم و دوباره آن را با اشکهای چشمم پر میکنم تا بهایی برای غمهایم بپردازم.
گر چه از وصلش ندارم بهره ای
حالیا انصاف هجران می دهم
هوش مصنوعی: اگرچه از وصالش بهرهای ندارم، اما اکنون انصاف را به خاطر جداییاش رعایت میکنم.
ورچه زلفش بر ضلالت می رود
من بدو اقرار ایمان می دهم
هوش مصنوعی: اگرچه موهایش مرا به انحراف و اشتباه میکشاند، اما به او ایمان میآورم و به او اعتراف میکنم.
تا مگر یابم ز دل یک دم خلاص
شربت بی هوشیش زان می دهم
هوش مصنوعی: شاید بتوانم یک لحظه از دل خود را راحت کرده و از شر این شراب بیهوشی نجات یابم، از آن مینوشم.
دیده و دل دشمن جان من اند
جان به درد از دست ایشان می دهم
هوش مصنوعی: چشم و دل دشمنان باعث درد و رنج من شدهاند، و من از دست آنها جان خود را قربانی میکنم.
از برای جمع راتر تحفه ای
هر دم از طبع پریشان می دهم
هوش مصنوعی: هر لحظه با ذوق و سلیقه خودم، هدیهای به جمع شما میدهم.
می کشم مسکین نزاری را به فکر
تشنگان را آب حیوان می دهم
هوش مصنوعی: من به خاطر انسانهای ستمدیده و دردمند میکوشم و برای کسانی که تشنهاند، آبی از حیوانات میدهم.