برگردان به زبان ساده
بار دگر عزم سفر می کنم
برگ ره از خون جگر می کنم
هوش مصنوعی: دوباره تصمیم به سفر میگیرم و برای این مسیر پر خطر، از درد و رنجی که کشیدهام، نشانهای برمیدارم.
می روم از کوی تو گویی مگر
بر سر الماس گذر می کنم
هوش مصنوعی: من از کوچه تو میروم و حس میکنم که گویی در حال عبور از جایی بسیار ارزشمند و زیبا هستم.
بهتر از این نیست که با بخت خویش
بیش نکوشم چو بتر می کنم
هوش مصنوعی: بهتر است که بیشتر از حد لازم با سرنوشت خود درگیر نشوم، چون هرچه بیشتر تلاش کنم، اوضاع بدتر میشود.
آه که هر بار کنم توبه ای
از سفر و باز ز سر می کنم
هوش مصنوعی: این جمله بیانگر احساس ندامت و بازگشت به کارهای قبلی است. شخص هر بار که تصمیم میگیرد دیگر به سفری خاص نرود و از آن دوری کند، دوباره به همان مسیر بازمیگردد و دوباره تجربه آن سفر را از سر میگیرد. این احساس نشاندهنده وسوسهای است که در برابر تصمیمات قبلی وجود دارد.
راستی آن است کزین نو بهار
توبه کنم روز دگر می کنم
هوش مصنوعی: راستی این است که من از این بهار نو توبه میکنم و روز دیگر دوباره به سوی کارهای گذشتهام برمیگردم.
راه ضروری ست اگر می روم
صبر مجازی ست اگر می کنم
هوش مصنوعی: اگر عزم رفتن دارم، باید مسیر را طی کنم و اگر در دو راهی توقف کردهام، این تنها یک وقفه موقتی است.
مشکلم این است که این زخم خار
از ورق ورد سپر می کنم
هوش مصنوعی: مشکل من این است که زخم و دردهای عمیق را از دل و جانم به روی کلام و گفتارم میآورم.
خواب و خورم نیست که از آب چشم
خاک منازل گل تر می کنم
هوش مصنوعی: من نه خواب دارم و نه آسایش؛ زیرا اشکهایم زمین را مانند گل، تر و تازه میکند.
گرچه خیال است ولی تا به روز
شب همه شب با تو سحر می کنم
هوش مصنوعی: اگرچه همه چیز خیال و خواب است، اما من تا شب روز، هر شب به یاد تو بیدار میمانم و با تو سحر میکنم.
بستر و بالین نزاری به خون
از مژه دریای خضر می کنم
هوش مصنوعی: من بر روی بستر و بالینی که پر از ناز و اندوه است، چشمانم را مانند دریایی از خون، در میآورم.
غایت کفرست به ایمان من
جز به تو در هر که نظر می کنم
هوش مصنوعی: هر کسی را که میبینم، جز تو، برای من کفر به حساب میآید و تنها ایمان من به توست.
هر چه به جز عشق تو و مهر توست
از دل پردرد به در می کنم
هوش مصنوعی: هر چیزی را که جز عشق و محبت تو باشد، از دل پر از درد خود دور میکنم.