برگردان به زبان ساده
وقت خواب است بینداز بتا جامه ی خواب
ساقیا بیش مده می که خرابیم و به تاب
هوش مصنوعی: وقتی که زمان خواب فرا رسیده، ای معشوق، لباس خواب را به من بینداز. ساقی، دیگر بیشتر از این شراب نده، زیرا ما در حال خراب شدن هستیم و به حالت گیجی افتادهایم.
هرچه سر برکند از جیب قصب ماه زمین
از رخ ماه قدح باید برداشت نقاب
هوش مصنوعی: هر چیزی که از جیب قدرت و زیبایی ماه زمین بیرون بیفتد، از چهرهی ماه، باید لیوانی پر کرد و پرده را کنار زد.
مطلع ماه قدح چون بود از مشرق خم
هم چو خورشید که طالع شود از ظل حجاب
هوش مصنوعی: چشمانداز ماه در آغوش یک جام شراب چگونه است، همانطور که خورشید از پشت پردهای به دنیا میآید.
هم در این زاویه باید که مرتب باشد
همه اسباب صبوحی چو در آییم ز خواب
هوش مصنوعی: در این مکان باید همه تجهیزات صبحانه به طور منظم چیده شده باشد تا وقتی که از خواب بیدار میشویم، همه چیز آماده باشد.
رفته بر طور طرب موسی عیسی انفاس
پیش تر زمزمه ای در دهد از عود و رباب
هوش مصنوعی: موسی و عیسی در جایی خوشحال و شاداب مشغول به موسیقی هستند و پیش از آن که صدای سازها به گوش برسد، آرام آرام صدایی دلنشین به گوش میرسد که نتیجه هنر عود و رباب است.
آتشی بر فکند زنده دلی تا ببرد
سرگرانی حریفان سبک از دود کباب
هوش مصنوعی: آتشِ عشق در دل زندهای برافروخته شد تا غم و بیخیالی رقبای سبکتاز را از میان ببرد و تمام دود کباب را به خود جذب کند.
مجلس انس بیارای و بخوان یاران را
در ده از کوثر خم خانه به پیمانه شراب
هوش مصنوعی: جمع دوستان را دور هم جمع کن و با نوشیدن شراب از چشمه کوثر، میگساری را در آغوش بکش.
خاصه هنگام بهارست و گل افشان صبا
مکن ای یار مکن غفلت و فرصت دریاب
هوش مصنوعی: به ویژه در فصل بهار که نسیم گلها را پخش میکند، ای دوست! غفلت نکن و از این فرصت خوب بهرهبرداری کن.
دهن سبزه پر از لولوی شبنم گویی
سبزه گرد لب یارست و درو درّ خوشاب
هوش مصنوعی: سبزهای که بر لب یار قرار دارد، پر از شبنمهای صبحگاهی است و گویی مانند کاسهای پر از عطر و زیبایی است که زینت بخش آن لبها شده است.
بر من ای یار ملامت مکن و عیب مجوی
سر اخلاص بنه گردن از انصاف متاب
هوش مصنوعی: ای دوست، مرا سرزنش نکن و عیبجویی مکن، بلکه با صداقت و خلوص نیت به من نگاه کن و از انصاف دور نشو.
کم توانی بود ز زالی که به دستان هر سال
نو عروسی شود و تازه کند عهد شباب
هوش مصنوعی: توانایی اندکی است از فرزند زاییده شده، که هر سال به دست خودش عروسی کند و جوانیاش را تازه کند.
خانه ی عاریت ای دوست بباید پرداخت
رخت از آن پیش برون بر که درآید سیلاب
هوش مصنوعی: دوست عزیز، باید به یاد داشته باشی که خانهای که به تو امانت داده شده، باید به صاحبش برگردانده شود. پس بهتر است که اثاثیهات را از آنجا بیرون بکشی تا سیلابی که ممکن است بیفتد، به آن آسیب نرساند.
تا چو افسرده دل از خواب نباید برخاست
آن به آید که نهندم به لحد مست و خراب
هوش مصنوعی: چون دل گرفته و ناراحت باشد، بهتر است که از خواب بیدار نشوم. آنچه میخواهم این است که در حال سرمست و بیخبر، به زیر خاک بروم.
تا سر از پای خم میکده بر باید داشت
گر به خم خانه مرا دفن کنی ایت صواب
هوش مصنوعی: برای رفتن به میکده، باید تمام وجودم را در نظر بگیرم؛ حتی اگر مرا در زندان میکده دفن کنی، این کار درست و منطقی است.
هرکس این رمز ندانند نزاری خاموش
مثَل است این مفکن گوهر حکمت به خلاب
هوش مصنوعی: هر کسی که نتواند این راز را درک کند، مانند نشانهای خاموش است. این یک مثال است برای کسی که به عمق wisdom دست نیافته و فقط به ظواهر میپردازد.
متعصب چه کند هرچه بتر گو می گوی
نور بی ظلمت و صادق نبود بی کذّاب
هوش مصنوعی: متعصب چارهای ندارد جز اینکه هر چه میتواند بگوید؛ چون نور بدون ظلمت وجود ندارد و راستگویی بدون دروغگویی ممکن نیست.