برگردان به زبان ساده
گیتی بهشت وار شد از روزگارِ گل
در باغ بشکفید رخِ چون نگارِ گل
هوش مصنوعی: زمین به زیبایی بهشتی تبدیل شد، در دورهی گل، و چهرهای زیبا چون گل در باغ شکوفا شد.
شد زاغ چون عطارد در باغ سوخته
تا شد پدید چهرۀ خورشیدوارِ گل
هوش مصنوعی: زاغ مانند سیاره عطارد در باغی سوخته، به قدری زیبا و روشن شد که چهرۀ تابناک گل را نمایان ساخت.
گل جامه چاک زد چو بشد نرگس از چمن
گویی بشد ز فرقتِ نرگس قرارِ گل
هوش مصنوعی: گل، وقتی نرگس از باغ جدا شد، لباسش را چاک کرد و به نظر میرسد که از دوری نرگس آرامش خود را از دست داده است.
مانَد به چنگِ ساخته اکنون نوایِ مرغ
ماند به عودِ سوخته اکنون بخارِ گل
هوش مصنوعی: صدا و آواز پرندهای که در حالت خوشی و زندگی به سر میبرد، حالا به یاد آوای عود سوختهای میماند که دیگر نمیتواند نوای تازهای را تولید کند. بوی گلی که در هوا پخش شده، نشاندهنده خاطراتی است که دیگر وجود ندارد.
گر خواست دارِ باده بود طبعِ ما کنون
زیرا که بلبل است کنون خواست دارِ گل
هوش مصنوعی: اگر اکنون بادهنوشی و میگساری مورد دلخواه ما باشد، به خاطر این است که در حال حاضر، بلبل به گل و بوی آن علاقهمند شده است.
در خانه گر کنیم کرانه کنون رواست
زیرا که جایِ ما نشود جز کنارِ گل
هوش مصنوعی: اگر در خانهمان حاشیهسازی کنیم، اکنون جایز است، زیرا مکان ما به جز کنار گل نمیشود.
در بوستان کنیم به دیدارِ دوستان
تن ها فدایِ باده و دل ها نثارِ گل
هوش مصنوعی: در باغ به دیدار دوستان میرویم و برای باده فدای تن خود میشویم و دلهایمان را نثار گلها میکنیم.
اکنون که روزگار نزاری به کام ماست
نتوان گذاشت جز به طرب روزگارِ گل
هوش مصنوعی: در حال حاضر که روزگار برای ما خوش و مطلوب است، جز لذت بردن از شادی و زیبایی زندگی چارهای نداریم.