برگردان به زبان ساده
فسردگان چه شناسند قدرِ سورِ فلک
که عاشق است که نشناسد از قدم تارک
هوش مصنوعی: سردمداران و افراد نادان نمیدانند ارزش جشن و شادی آسمانی را، زیرا عاشق واقعی است که معنای آن را از نشانههای عشق میفهمد.
به وصف و شرح چه حاجت درین سخن شک نیست
در آفتاب کسی را چه اشتباه و چه شک
هوش مصنوعی: در این سخن نیازی به توضیح و توصیف نیست؛ همانطور که در روز روشن، هیچگونه تردید یا اشتباهی در مورد نور خورشید وجود ندارد.
کمالِ عشق نمی دانی و مرا هم نیست
سر و دلی که به برهان صفت کنم یک یک
هوش مصنوعی: تو از عمیقترین و کاملترین جنبههای عشق بیخبر هستی و من هم به قدری دلمشغولی دارم که نمیتوانم به روشنی ویژگیهای آن را توضیح دهم.
به عقل اگرچه شریف است عشق نتوان باخت
به نردبان نتوان بر سماک شد ز سمک
هوش مصنوعی: عشق اگرچه از نظر عقل ارزشمند و معقول است، اما نمیتوان در بازی زندگی آن را به راحتی از دست داد. هیچ کس نمیتواند به وسیله نردبان (یا روشهای معمول) به اوج حقیقت و معنای عمیق عشق برسد.
تو را که عشق به کارست عقل می طلبی
شکر مفید نباشد به جایگاهِ نمک
هوش مصنوعی: اگر عشق تو واقعی و عمیق باشد، نیازی به عقل و منطق نداری، زیرا نعمت عشق به تنهایی کافی است و نیازی به تحلیلهای اضافی نخواهد بود.
چو دردِ عشق بجنبد کدام عقل و خرد
چو وصلِ دوست برآید کدام حور و ملک
هوش مصنوعی: وقتی عشق به درد و رنج میانجامد، عقل و تفکر چه کاره هستند؟ وقتی دوستی به وصال و نزدیکی میرسد، دیگر چه نیازی به فرشتگان و موجودات آسمانی است؟
کسی دگر چو نزاری ز عشق واقف نیست
که هیچ سنگ نداند عیارِ زر چو محک
هوش مصنوعی: هیچکس به اندازه نزاری از عشق آگاه نیست، همانطور که سنگها نمیدانند چطور طلا را با آزمایش مشخص کنند.