برگردان به زبان ساده
گر نسبت خرقه نبرد شیخ به صادق
نی شیخ بود زرق فروشیست منافق
هوش مصنوعی: اگر شیخ در مورد خرقه (لباس مخصوص صوفیان) به کسی نسبت ندهد و به حقیقت عمل نکند، او نه فقط شیخ نیست، بلکه یک ریاکار و دنیاپرست است.
و نیز به نسبت ببرد دلق مرقع
سودش نبود گر نبود عاشق صادق
هوش مصنوعی: اگر دلق مرقع را به نسبت ببرید، سودی نخواهد داشت، حتی اگر عاشق صادقی در کار نباشد.
بر خرقه ی تسلیم زن از سوزن اخلاص
یک رقعه ز پرکاله ی ارباب حقایق
هوش مصنوعی: بر روی لباس تسلیم، از سوزن خلوص، نامهای از پارچهای نرم و لطیف به ویژه از جانبِ حقیقتبینها دوخته شده است.
گر بشنوی از من سخن و کار بداری
یک نکته ی شایسته ی بایسته ی لایق
هوش مصنوعی: اگر از من سخنی بشنوی و به آن عمل کنی، یک نکتهی شایسته و مناسب را یاد خواهی گرفت.
با اهل صفا می خور هان تا نخوری می
الا به رخ فرخ اصحاب موافق
هوش مصنوعی: با دوستان و اهل صفا بنشین و خوش بگذران، اما مراقب باش که تنها در کنار افرادی که همفکر و همدل هستند، شراب بنوشی و از خوشیهای زندگی بهرهمند شوی.
یک پرتو نورست چه لیلی و چه مجنون
یک ذره ظهور است چه عذرا و چه وامق
هوش مصنوعی: این بیت به بیان دوستی و عشق میپردازد و میگوید که عشق و زیبایی در هر یک از این شخصیتها، مثل لیلی و مجنون یا عذرا و وامق، به نوعی وجود دارد. در واقع، اشاره به این دارد که عشق و نور وجود، فراتر از اسامی و داستانهاست و در زندگی انسانها تجلی مییابد. هر شخصی میتواند نوری از عشق و زیبایی باشد.
این جا که من و تو سر و دستار حرام است
و آن جا که همه اوست حلال است لواحق
هوش مصنوعی: در اینجا، ارتباط ما و تمایلاتی که داریم نادرست و ممنوع است، اما در دنیای دیگر، جایی که همه چیز به او تعلق دارد و به او مربوط میشود، همه چیز مجاز و پذیرفته است.
در گردن تو ما و من توست علاقه
گر بر شکنی وارهی از کل علایق
هوش مصنوعی: تعلق و وابستگی ما به توست، اگر این وابستگی را بشکنی، از همهی عشقها و علاقهها آزاد میشوی.
خود واقعه ای نیست دگر جز تو در این راه
از خویش برون آی و برستی ز عوایق
هوش مصنوعی: هیچ رخدادی به جز وجود تو در این مسیر نیست؛ پس از خود خارج شو و از موانع آزاد باش.
محتاج کسی باش که محتاج نباشد
تقدیر برون است ز تدبیر خلایق
هوش مصنوعی: به کسی نیازمند باش که به کمک دیگران نیازی نداشته باشد، چرا که سرنوشت خارج از کنترل انسانهاست.
موسی نتوانست درآمد به ره خضر
عاقل نتواند که شود پس رو عاشق
هوش مصنوعی: موسی نتوانست به راه خضر وارد شود، و هیچ کس عاقل نمیتواند بعد از او به این راه بیاید، مگر آنکه عاشق باشد.
دل سوخته می باش و به خون غرقه نزاری
کمتر نتوان بود درین ره ز شقایق
هوش مصنوعی: دل سوختهای و در عین حال به جای گریه کردن، خود را در خون غرق کردهای؛ در این مسیر، نمیتوان از غم و اندوه کمی کم کرد، مثل شقایق که در این سرزمین میروید.
نعل فرس عشق ز پیشانی خود ساز
بر ذروه ی افلاک زن اوتاد سرادق
هوش مصنوعی: به عشق چون اسبی، نعلی بر پیشانیات بزن و با آن، بر قلههای بلند آسمان حرکت کن و به سوی ستارهها برو.