برگردان به زبان ساده
هزار یادِ سرِ پنجۀ نگارینش
هزار یادِ بناگوش و عِقدِ پروینش
هوش مصنوعی: این جمله به زیبایی و جذابیت ویژگیهای ظاهری یک معشوق اشاره دارد. نویسنده به یک هزار یاد از زیباییهای او، مانند سر انگشتان رنگین و گوشهای نازک و همچنین گردنبندش اشاره میکند. این توصیف نشاندهندهٔ تأثیر عمیق زیبایی معشوق بر شاعر و خاطراتی است که از آن به یاد دارد.
کنار من شود از اشک تا میان پرخون
چو یادم آید از آن پنجۀ نگارینش
هوش مصنوعی: زمانی که به یاد آن دستهای زیبایش میافتم، اشکهایم به گونهای میریزند که گویی به قلبم زخم میزنند.
ز بس تپیدنِ دل چون گِره شوم درهم
چو یادم آید از آن زلفِ عنبر آگینش
هوش مصنوعی: دل به شدت میتپد و در هم میپیچد؛ هنگامی که به یاد زلفهای خوشبو و زیبا او میافتم.
ز دیده زر طبقِ روی در گهر گیرم
چو یادم آید از آن سینه هایِ سیمینش
هوش مصنوعی: وقتی به یاد سینههای نقرهای او میافتم، از چشمانم قطرههایی چون زر برمیریزد که مانند گوهری در ظرفی مینشانم.
چو نافِ آهویِ چین در دلم بسوزد خون
چو یادم آید از آن طرّه هایِ پرچینش
هوش مصنوعی: وقتی که به یاد آن موهای پرچین و زیبای او میافتم، همچون ناف آهویی که در چینش وجود دارد، دلم میسوزد و خون به دلم مینشیند.
نسیمِ پیرهنِ یوسفم رسد به دماغ
چو یادم آید از آن نکهتِ عرق چینش
هوش مصنوعی: وقتی به یاد بوی خوش عرقِ پیراهن یوسف میافتم، نسیم ملایمی به مشامم میرسد.
برآیدم به دماغ آتش از حرارتِ مهر
چو یادم آید از آن غمزه هایِ پرکینش
هوش مصنوعی: وقتی که به یاد آن چشمان زیبا و نازک او میافتم، از شدت عشق و دلتنگی، احساس میکنم که آتش در وجودم شعلهور میشود.
شود رخِ چو زریرم ز اشکِ سیم اندود
چو یادم آید از آن حلقه هایِ زرّینش
هوش مصنوعی: وقتی به یاد آن حلقههای طلاییاش میافتم، چهرهام مثل طلا با اشکهای نقرهای میدرخشد.
از آبِ شور سرم گریه تر کند دامن
چو یادم آید از آن خنده هایِ شیرینش
هوش مصنوعی: وقتی به یاد خندههای دلنشینش میافتم، اشک از چشمانم جاری میشود و دامنم را تر میکند، مثل آب شور که غم عمیق مرا بیشتر میکند.
هزار بار برآید ز غصّه جان به لبم
چو یادم آید از آن رسم و راه و آیینش
هوش مصنوعی: زمانی که به یاد آن روش و سنتش میافتم، هزاران بار از ناراحتی به لب جانم میرسد.
همین خوش است که از وقتِ یاد کردنِ دوست
خوش است وقتِ نزاریِ زارِ مسکینش
هوش مصنوعی: خوشحالی از یاد کردن دوست، وقتی که حال مسکین و زار او را در نظر میگیریم، بسیار شیرین است.