برگردان به زبان ساده
دوست می دارم خمارِ چشم مستش
و آن نگار و نقش بر سیمینه دستش
هوش مصنوعی: من به جانبازی چشمهای خوابآلود و مست او علاقهمندم و همچنین به زیبایی و نقش دستهای نقرهاش.
از کجا گویم که از سر تا به پایش
در نکویی هر چه بتوان گفت هستش
هوش مصنوعی: نمیدانم از کجا شروع کنم که بگویم او از سر تا پایش سرشار از خوبیها و زیباییهاست و هر چه در این مورد بگوییم، کم است.
سرو را با آن بلندی غیرت آید
از قیامت کردنِ بالایِ پستش
هوش مصنوعی: سرو با آن قامت بلندش، از قیامت برمیآشوبد هنگامی که به پایینیش بیاعتنایی شود.
گر نموداری به چین افتد ز رویش
قبله سازد مردمِ صورت پرستش
هوش مصنوعی: اگر چهرهاش را به چین بگویی، مردم صورتپرست او را قبله خود قرار میدهند.
هر که را برخاست از سودایِ او دل
دم به دم مهری دگر در جان نشستش
هوش مصنوعی: هر کسی که تحت تاثیر محبت او قرار بگیرد، هر لحظه یک عشق تازه در دل او جای میگیرد.
ای دریغا توبۀ ده سالۀ من
گرچه محکم بود هم در هم شکستش
هوش مصنوعی: ای کاش توبۀ ده سالۀ من، با وجود اینکه بسیار محکم بود، باز هم شکسته شد.
خلق می گوید نزاری را چنین دل
در چنان شوخی نمی بایست بستش
هوش مصنوعی: مردم میگویند که زنی به نام نزار نباید دلش را به این نوع شوخیها ببندد.
از قضایِ عشق نتواند بجستن
بس که جان از طعنۀ دشمن بخستش
هوش مصنوعی: به دلیل حوادث و اتفاقات ناشی از عشق، آدمی نمیتواند از آن بگریزد؛ زیرا جانش به شدت از حملات و آزارهای دشمنان آسیب میبیند.