برگردان به زبان ساده
عاشق ازین شیوه نگشته ست کس
خود نه محبّت نه همین است و بس
هوش مصنوعی: عاشق به این شیوه کسی نشده است، نه تنها محبت نیست، بلکه موضوع فراتر از اینهاست.
تا غم دل شرح دهم یک زمان
تا به رخت در نگرم یک نفس
هوش مصنوعی: میخواهم برای مدتی درد و غم دلم را بیان کنم تا فقط یک لحظه به چهره زیبایت نگاه کنم.
روز نباشد درِ من بیرقیب
شب نبود کوچهٔ من بی عسس
هوش مصنوعی: روزها در زندگی من هیچگاه بدون رقیب نمیگذرند و شبها هم کوچهام همیشه بدون نگهبان نیست.
گر هوست بر سر من میزنند
در سر من جز هوست نیست بس
هوش مصنوعی: اگر صدای تو در گوش من میپیچد، در درون من جز صدای تو چیزی نیست.
میبدهی تا نکنم بیخودی
مهر کنی قند ز دست مگس
هوش مصنوعی: تا وقتی که به من شراب میدهی، دیگر عشق بیخودانه را حس نمیکنم. همچنین قند را از دست مگس نگیرید.
بلبل شوریده نباشد خموش
باغ همان است و همانش قفس
هوش مصنوعی: اگر بلبل دیوانه در باغ سکوت کند، دیگر فرقی نمیکند که باغ همان باغ است و قفس هم همان قفس.
گر سرش از مغز نبودی تهی
آنهمه فریاد نکردی جرس
هوش مصنوعی: اگر سر او خالی از اندیشه و عقل نبود، آن همه فریادهایی که زنگ به صدا درآورد، به گوش نمیرسید.
هرکه به قید تو گرفتار شد
تا ندهد جان نرهد زین حرس
هوش مصنوعی: هر کسی که به عشق و محبت تو وابسته و گرفتار شده است، تا زمانی که جان در بدن دارد، از این عشق فرار نخواهد کرد.
رخ به جفا در نکشم وز وفا
برهمه عشّاق دوانم فرس
هوش مصنوعی: من زیبایی چهرهام را نمیزنم و از صداقت و وفا، دل تمامی عاشقان را میدوانم.
هر دو ز بحرند به نسبت ولیک
دُر ز صدف یافت شود نه ز خس
هوش مصنوعی: هر دو از دریا گرفته شدهاند، اما مثل این است که مروارید از صدف به دست میآید نه از علف. در واقع، ارزش و کیفیت به منبع و نحوهی بهدست آوردن آن بستگی دارد.
کرد و کیاییِ نزاری تویی
خواه به کارش رس و خواهی مرس
هوش مصنوعی: تو هم در کارها و هم در ملک و مملکت خود، به وسیلهی قدرت و هیبتت میدانی که چه کار کنی، خواه به نتایجی برسی و خواه به آن نتایج نرسی.