برگردان به زبان ساده
آخر ای دل چیست چندین رستخیز
عشق و میدان و تو ای غافل گریز
هوش مصنوعی: ای دل، چرا اینقدر درگیر عشق و هیاهو هستی؟ تو بیخبر و غافل از این موضوع، تنها از آن دور میشوی.
از صراط عاشقان پرهیز کن
نیست آنجا جز گذر بر تیغ تیز
هوش مصنوعی: از راه عاشقان دوری کن، زیرا در آنجا جز عبور از یک تیغ تیز چیزی نیست.
چارهٔ دیگر نداری جز همین
اشک در دامان و می در جام ریز
هوش مصنوعی: دیگر هیچ راهی جز اینکه اشکهایت را بر زمین بریزی و در دل خود شراب بنوشی نداری.
دست در نای صراحی زن به عشق
چون مؤذن بانگ بردارد که خیز
هوش مصنوعی: دستت را به آبخوری بزن و به خاطر عشق مانند مؤذنی که اذان میگوید، بانگ برآور که وقت حرکت فرا رسیده است.
ای که در بستان جانم شاخ مهر
دست در هم داده چون بیخ فریز
هوش مصنوعی: ای کسی که در باغ جانم، عشق و محبت مانند دو شاخه درخت به هم پیوستهاند، همچون ریشهای محکم و استوار.
هم چنان بوی محبت میدهد
چون شود در گِل عظامم ریزریز
هوش مصنوعی: همانطور که وقتی بدنم در خاک پخش میشود، بوی محبت هنوز حس میشود.
بوی خون آید ز خاک مست من
ای عجب گر در نشورد خاک نیز
هوش مصنوعی: بوی خون از خاک به مشام میرسد، حیرتآور است که حتی خاک هم پاک نشود.
ای نزاری هم صبوری ممکن است
نه ز اصل اصفهان خیزد حجیز
هوش مصنوعی: ای نزاری، صبر و استقامت ممکن است، اما این کار از خود اصفهان برنمیخواهد.