برگردان به زبان ساده
در سِتر ابر چند توان داشت آفتاب
ای رشک آفتاب برافکن ز رخ نقاب
هوش مصنوعی: آفتاب در پناه ابر، توانایی چندانی ندارد. ای زیبایی و جذابیتی که شایستهی ستایش هستی، چهرهات را از زیر نقاب بیرون بیاور.
خود برگرفته گیر نقاب از جمال خور
خفاش چون کند که ندارد توان و تاب
هوش مصنوعی: اگر بخواهی از زیبایی خورشید لذت ببری، باید خود را از پنهانکاری و دروغها رها کنی، زیرا مانند یک خفاش که از نور فراری است، توان و قدرت رو به رو شدن با حقیقت را نداری.
گر ذره ای ز نور تجلی کند ظهور
همچون کلیم کار ببازی مکن شتاب
هوش مصنوعی: اگر ذرهای از نور تجلی پیدا کند، مانند موسی، بیدلیل و با شتاب کاری نکن.
گردون تراب بر سر آن تیره بخت کرد
کز دست داد دامن اولاد بوتراب
هوش مصنوعی: آسمان بر سر آن کسی که بختش تیره است خاک زمین را میریزد، زیرا او دامن نسل بوتراب را از دست داده است.
از مهر همچو ذره ندارد دلم قرار
سیماب را گزیر نباشد ز اضطراب
هوش مصنوعی: دل من از عشق مانند ذرهای بیقرار است و همچون جیوه نمیتواند آرام بگیرد.
چشمم اگر خراب شد از اشک ژاله ریز
بر راه سیل زود شود خانمان خراب
هوش مصنوعی: اگر چشمانم از اشکهای سرد و شبنم مثل سیل خراب شود، سریعاً خانهام ویران خواهد شد.
اشکم اگر عقیق شد از تاب مهر دوست
از سنگ لعل پاره کند نور آفتاب
هوش مصنوعی: اگر اشک من همچون عقیق درخشان شود، از عشق و گرمی خورشید دوست به وجود آمده است که میتواند از سنگی مانند لعل نور افشانی کند.
مغزم ضعیف گشت ز ماخولیای وصل
هم عاقبت هلاک کند تشنه را سراب
هوش مصنوعی: ذهن من به خاطر آرزوی دوستی ضعیف شده و در نهایت، احساس عطش را به سراب تشبیه میکند که در نهایت میتواند انسان را نابود کند.
اکنون نزاریا که گریبان اختیار
از دست رفت بیش مکن گردن از طناب
هوش مصنوعی: اکنون نزاریا، که کنترل اوضاع از دست رفته است، دیگر خود را تحت فشار قرار نده و از تنش دوری کن.
بیهوده دست و پا مزن در محیط عشق
تن در هلاک ده که ز سر درگذشت آب
هوش مصنوعی: در عشق بیفایده تلاش نکن و خودت را به زحمت نینداز، چرا که عشق میتواند تو را نابود کند و از زندگیات بگذرد.