برگردان به زبان ساده
آمد بهار و کرد جهان مشکبار باز
ای باد مشکبار که آمد بهار باز
هوش مصنوعی: بهار فرا رسیده و دنیا را عطر آگین کرده است. ای باد خوشبو، بار دیگر بهار آمد.
از نو بهار من چه خبر میدهد صبا
گو شرح باز ده ز گلستان یار باز
هوش مصنوعی: باد صبحگاهی چه خبر از بهار به من میدهد؟ بگو از گلستان یار چه خبر است، دوباره برایم شرح بده.
از راه لطف بندگیای گو ز من ببر
هر گه که میشود به سوی آن دیار باز
هوش مصنوعی: با مهربانی و لطف خود، هر زمانی که فرصتی پیش میآید، مرا به آن سرزمین دور هدایت کن.
در گوش گویدش که به چشمان مست خویش
از ما نسیم زلف معنبر مدار باز
هوش مصنوعی: در گوش او میگوید که با چشمان مست و جذابش، نباید ما را به یاد زلفهای دلفریبش بیافکند و بیخیال کند.
از عقل برکنارم و با عشق در میان
تا کی کشم به کام دلش در کنار باز
هوش مصنوعی: من از عقل و منطق فاصله میگیرم و با عشق در آمیخته میشوم. تا چه زمانی باید آرزوی بوسیدن و در کنار او بودن را در دل خود نگه دارم؟
گفتم که باز بر سر کاری شود دلم
بیزارم از دلی که نیاید به کار باز
هوش مصنوعی: گفتم که دوباره به انجام کاری برگردم، اما دلم از دل بیعملی که هیچ تلاشی نکند، ناخوش است.
ای دل چه کار با سرم آوردهای دگر
تا خود کجا رسد سر و کارم به یار باز
هوش مصنوعی: ای دل، دیگر چه بلایی بر سرم آوردهای؟ نمیدانم سرنوشت من به کجا خواهد رسید و آیا دوباره به معشوقم خواهم رسید یا نه.
دوران هجر کی به سرآید که طالعم
افکند در مجاهده انتظار باز
هوش مصنوعی: زمان جدایی چه زمانی به پایان خواهد رسید که سرنوشتم به تلاش در انتظار او دچار شده است؟
گل وعده داد باز که خواهم جمال داد
در انتظار وعدهٔ اویم ز یار باز
هوش مصنوعی: گل به من وعده داد که دوباره زیباییاش را نشان خواهد داد و من منتظر آن وعدهام که از طرف یار بیاید.
با گل مباز عشق نزاری چو عندلیب
گر عاشقی معاینه با نوک خار باز
هوش مصنوعی: اگر در عشق همچون بلبل هستی و میخواهی زیبا و عاشقانه بگویی، نباید از سختیها و چالشها بترسی، بلکه باید با شجاعت و سرسختی به آنها مواجه شوی.
خون ریختن قاعده کردهست چشم او
کی خو کند طبیعت ترک از شکار باز
هوش مصنوعی: چشم او به خونریزی عادت کرده است و دیگر نمیتواند از شکار دست بکشد.