برگردان به زبان ساده
بلای عشق تو ناگه ز در درآمد باز
مدار دور سلامت مگر سرآمد باز
هوش مصنوعی: عشق تو به ناگاه در زندگیام وارد شد و دیگر نه دوریات را تحمل میکنم و نه میخواهم از تو دور شوم، مگر اینکه عمرم به پایان برسد.
حُبوب مهر تو در کشت زار سینهٔ من
برست و تخم پراکند و در برآمد باز
هوش مصنوعی: محبت و احساسات تو در دل من به جوانه زدن و رشد کردن پرداخت و گسترش یافت، و حالا دوباره به زندگی برگشتهاند.
خدنگ غمزهٔ تو بر دلم به نسبت حال
هزار بار زهر بار خوشتر آمد باز
هوش مصنوعی: غمزه و نگاه تو به قلب من به مراتب از هزاران بار زهر و درد نیز لذتبخشتر است.
دلم اگر چه برفت از ستیز تو یک چند
ولی به عجز چو خسرو ز شکر آمد باز
هوش مصنوعی: دل من هرچند مدتی به خاطر جدایی و ستیز تو غمگین بود، اما در نهایت با ناتوانی و تسلیم، مانند خسرو که به شکرگزاری میرسد، دوباره به سوی تو برگشت.
گمان مبر که ز کویت دل ستمکش من
به ترّهات رقیب ستم گر آمد باز
هوش مصنوعی: نتیجهگیری نکن که من به شایعاتی که دشمنانم دربارهات میزنند، توجهی دارم و از دلتنگی برای تو به آنها رجوع میکنم.
رقیب گو به ملامت مبالغت میکن
مرا چه غم چو دل آرام در برآمد باز
هوش مصنوعی: رقیب، تو چرا اینقدر به سرزنش من میپردازی؟ من چه غمی دارم وقتی که دل آرامم دوباره به آغوش محبوب بازگشته است.
گذشت نوبت هجران نزاریا خوش باش
که دور وصل و زمان طرف درآمد باز
هوش مصنوعی: مدت زمان جدایی به پایان رسید، حالا خوشحال باش که زمان وصال و دیدار فرا رسیده است.