برگردان به زبان ساده
یار با ما یک زمانی در میان آید مگر
پرده از رویِ جهانآرای بگشاید مگر
هوش مصنوعی: دوستی که مدت زمانی با ما بوده، شاید روزی به ما بپیوندد و پرده از زیباییهای جهان کنار بزند.
چشمِ آن دارم که همچون روی شهرآرایِ خویش
کلبۀ احزانِ ما یک شب بیاراید مگر
هوش مصنوعی: چشم به راه آن روز هستم که مانند چهره زیبا و دلربای محبوبم، خانه غمهایم را یک شب زینت بخشد و آن را زیبا کند، اما این تنها یک آرزوست.
با سرِ پیمانۀ فطرت شود هم عاقبت
یک شبی تا روز با ما باده پیماید مگر
هوش مصنوعی: با سر پیمانهای که ویژگیهای انسانیام را نشان میدهد، در نهایت یک شب همراه ما به نوشیدن باده میپردازد، مگر اینکه از روز در این کار بپرهیزد.
محرمی میبایدم کز من پیامی میبرد
هم جوانمردی کند تشریف فرماید مگر
هوش مصنوعی: شخصی باید در کنار من باشد که پیامی را از من انتقال دهد و بهعنوان یک جوانمرد با محبت و احترام، به این کار بپردازد.
قامتِ چالاکِ او آمد خرامان از درم
و آن قیامت را که میگویند بنماید مگر
هوش مصنوعی: او با قد و قامت زیبا و چابک خود از در وارد شد و مگر میتواند آن روز قیامت را به تصویر بکشد؟
قصدِ جانم گر ندارد بر دلم رحم آورد
همّتش را سر به خونِ من فرو ناید مگر
هوش مصنوعی: اگر دلش رحم ندارد و به جانم قصد آزار دارد، دست کم همت او به خون من آلوده نخواهد شد.
چون نه زر داری و نه زور ای نزاری هم چو زیر
زاریی میکن که دانم هم ببخشاید مگر
هوش مصنوعی: وقتی نه ثروتی داری و نه قدرتی، ای زار، مانند گلی که زیر باران میبارد، تو هم میتوانی گریه کنی. میدانم که شاید این گریه تو را ببخشد.