برگردان به زبان ساده
هم چنین عمری ست تا دیوانه وار
دست بر سر می زنم از عشقِ یار
هوش مصنوعی: سالهاست که بیتابی میکنم و از عشق محبوب، به سرزنش و افسوس خود میزنم.
آتشی در جانِ ما بر سوختند
تا برآورد از نهادِ جان دمار
هوش مصنوعی: آتشی در دل ما افروختهاند تا از عمق وجودمان، خبرهای دردناک و غمانگیز بروز کند.
چند ازین دریایِ نا پایان پدید
چند ازین وادیِ نافرجام کار
هوش مصنوعی: چقدر از این دریا که هیچ انتهایی ندارد، نمایان است و چقدر از این راه بینتیجه و بیثمر پیش میرود؟
عشق بی نقصان و عاشق بی غرض
راه بی پایان و دریا بی کنار
هوش مصنوعی: عشق کامل است و هیچ نقصی ندارد، و عاشق واقعی هیچ هدف و نفعی در پی ندارد. راه عشق پایانی ندارد و دریای آن نیز بیکران است.
مرد را عشقی بباید معتبر
عشق را مردی بباید نام دار
هوش مصنوعی: عشق واقعی نیازمند شخصیتی با اعتبار و شجاعت است و برعکس، مردی که عشق را تجربه میکند باید دارای لیاقت و بزرگی باشد.
سوز کو گر داغِ یارت کرد عشق
درد کو گر زخمِ عشقت زد نگار
هوش مصنوعی: اگر عشق تو مرا داغ و سوزاند، پس آن درد که در دل دارم چیست؟ و اگر آن معشوق زخم محبت به من زد، پس این زخم کیست که به جانم نشسته؟
اشکِ خونین ریز در صحرایِ درد
تا بود کز دیده بنشانی غبار
هوش مصنوعی: اشکهای خونین در دشت رنج میریزد تا وقتی که غبار را از چشمانت پاک کنی.
چون نزاری میل در کش عقل را
تا ببینی سّرِ پنهان آشکار
هوش مصنوعی: هرگاه نیکو بینش و تفکر عقلانی داشته باشی، میتوانی رازهای نهفته را مشاهده کنی.