برگردان به زبان ساده
زهی مراد اگر از دست رفته بازآید
به دست وانۀ امّیدِ من چو بازآید
هوش مصنوعی: اگر آرزویی که از دست رفته دوباره به دست آید، چه بسا خوشبختی خواهد بود. امید من نیز چون پرندهای است که به تازگی بازگشته و دوباره جان میگیرد.
ستیزِ عیب کنان را وفایِ عهد کند
خلافِ مدّعیان را به صلح بازآید
هوش مصنوعی: اگر کسی با عیبجویی دیگران دچار درگیری شود، باید به وعدههای خود پایبند باشد و در برابر کسانی که مدعی هستند، به صلح و آرامش روی بیاورد.
مرا ز من بستاند زبس که بنوازد
خیالِ او چو به بالینِ من فراز آید
هوش مصنوعی: او به خاطر محبت و نوازشهایش، آنچنان مرا از خود بیخود میکند که وقتی تصویرش را در کنار خود میبینم، همه چیز را فراموش میکنم.
عذابِ روزِ قیامت همین بود که دلم
هزار بار به جان از شبِ دراز آید
هوش مصنوعی: عذاب روز قیامت برای من این است که دلم از شبهای طولانی و سخت، بارها و بارها به شدت آزرده و زجر کشیده شود.
اگر به بت کده ای در شود عجب نبود
که پیشِ او هُبل از طاق در نماز آید
هوش مصنوعی: اگر کسی به معبد بت پرستی برود، تعجبی ندارد که در مقابل آن بت، هُبل (یکی از بتهای معروف عرب) از طریق طاق به نماز بایستد.
گل از طراوتِ رویش خجل شود در باغ
چو سروِ قامتِ حسنش در اهتزاز آید
هوش مصنوعی: وقتی سرو قامت زیبای خود را در باغ به نمایش میگذارد، گل با تازگی و شادابیاش شرمنده میشود.
از آن گروه که هم راه و هم وثاقِ وی اند
مسافرانِ دگر را هزار ناز آید
هوش مصنوعی: از بین آن دسته افرادی که همراستا و همپیمان او هستند، مسافران دیگر هزاران لطافت و ناز و کرامت دارند.
به کاروان گهِ حسنش چو خیمه بیرون زد
رقیب ره ندهد هر که بی جواز آید
هوش مصنوعی: وقتی کاروان زیبایی او به بیرون از خیمه آمد، رقیب اجازه نداد که کسی بدون مجوز وارد شود.
یقین که زود به بی گانگی بر آرد سر
کسی که هم رهِ او از سرِ مَجاز آید
هوش مصنوعی: قطعا کسی که از مسیر غیرواقعی و موقتی حرکت کند، بهزودی به بیگانگی و نا آشنایی دچار خواهد شد.
برون شوش ز بلا جز همین نمی دانم
که اعتراض نیارد در احتراز آید
هوش مصنوعی: خارج از بلا و مشکل، نمیدانم چه باید کرد جز این که اعتراض نمیتواند مانع وقوع آن شود.
به بد دلی نتوان بر بساطِ عشق نشست
مگر در اوّلِ این باخت پاک بازآید
هوش مصنوعی: تنها با دلایل و افکار منفی نمیتوان در دنیای عشق قرار گرفت، مگر اینکه در آغاز این مسیر با نیت خالص و درست به آنجا برگردیم.
خلاصم از غمِ او بی خودی ست شادیِ آنک
مرا صباح به یک چاره چاره ساز آید
هوش مصنوعی: دوری از غم او بیفایده است و شادی کسی که صبح به یک روش میتواند غم مرا برطرف کند، برایم ارزش دارد.
علاجِ دردِ نزاری همین و هیچ دگر
نیازمند به درگاهِ بی نیاز آید
هوش مصنوعی: راه علاج درد و رنج من فقط همین است و هیچ چیز دیگری لازم نیست؛ تنها به درگاه کسی که نیاز ندارد، روی میآورم.