برگردان به زبان ساده
ای دل به اختیار تو کاری نمی رود
کاری به اختیار تو باری نمی رود
هوش مصنوعی: ای دل، هیچ کاری از دست تو برنمیآید و هیچ چیزی به انتخاب و اختیار تو نیست.
می بایدم که با تو قراری رود به صبر
با صبر هیچگونه قراری نمی رود
هوش مصنوعی: باید با تو به توافقی برسم که در آن صبر وجود داشته باشد؛ اما تنها با صبر نمیتوان به هیچ توافقی دست یافت.
پر شد کنار تا به میانم ز آب سر
خود در میان حدیث کناری نمی رود
هوش مصنوعی: کنار آب پر شده و من در وسط آن قرار دارم. درباره من به کسی نمیتوان گفت که از اینجا نمیروم.
گفتم در این میانه مگر با کنار دوست
کاری رود نمی رود آری نمی رود
هوش مصنوعی: من گفتم در این میان شاید با کنار دوست چیزی پیش بیاید، اما نه، هیچ چیزی پیش نمیآید.
گفتم ز حال خویش کنم عرضه شمه ای
بختم نکرد یاری و یاری نمی رود
هوش مصنوعی: گفتم حال و روز خود را یک بار بازگو میکنم، اما بخت به من یاری نکرد و هیچ کمکی نداشتم.
در هیچ گوشه نیست که بر سدره نیاز
از سوز سینه ناله زاری نمی رود
هوش مصنوعی: در هیچ جایی وجود ندارد که از درد دل و نیاز، صدای ناله و زاری برخیزد.
گر صد هزار جان برود در مصاف عشق
بر خون کس حساب و شماری نمی رود
هوش مصنوعی: اگر صد هزار جان هم در راه عشق فدا شوند، هیچکس به خون آنها توجهی نمیکند و شمارش نمیشود.
گفتم نزاریا نروی در محیط عشق
رفتی و زورقت به کناری نمی رود
هوش مصنوعی: به او گفتم که در دنیای عشق نرود، اما او رفت و حالا کشتیاش به جایی در نمیآید.
خو کن به نامرادی و تن زن به عاجزی
اکنون که بر مراد تو کاری نمی رود
هوش مصنوعی: به ناملایمات و بیفرجامی عادت کن و خود را به ناتوانی بسپار، زیرا اکنون که خواستهات به نتیجه نمیرسد، چارهای جز این نداری.