برگردان به زبان ساده
نزاری که نیازش به اهل راز بود
چه گونه توبه کند ور کند مجاز بود
هوش مصنوعی: آنکه به اهل راز و حکمت نیاز دارد، چگونه میتواند توبه کند در حالی که حقیقتاً در عالم مجاز و غیرواقعی است؟
چو من کسی که بود می پرست و شاهدباز
مرا قبول نباشد که توبه باز بود
هوش مصنوعی: کسی مانند من که همیشه در پی عشق و زیبایی است، نمیتواند از او پذیرش و قبولیت بگیرد. چرا که توبه و بازگشت از آنچه کرده نیز برای او وجود ندارد.
مگر که دیده بدوزی ز روی خوب ار نه
نظر نظاره کند تا دو دیده باز بود
هوش مصنوعی: اگر نتوانی چهره زیبا را ببینی، بهتر است که دیدگاه خود را از آن دور کنی؛ زیرا تنها وقتی میتوانی به آن نگاه کنی، که چشمانت باز باشد.
به هر کجا بخرامد تذرو رفتاری
همای خاطر من بر قفا چو باز بود
هوش مصنوعی: هر جا که بروم، اثری از خود باقی میگذارم؛ مانند پرندهای که پس از پرواز، نشانهای از خود به جا میگذارد.
بر آبگینه دردم هنوز باقی هاست
چو با صفا نبود توبه بی نماز بود
هوش مصنوعی: درد من همچنان بر دل شفاف و زلالم باقی است، چرا که اگر پاکی و صفا نبود، توبهام بینماز و بیارزش خواهد بود.
روا بود که چو من خمری خراباتی
ز مجلس می و مطرب در احتراز بود
هوش مصنوعی: مناسب بود که مانند من، یک فرد دلباخته و مست، از محفل شراب و موسیقی دور باشد.
به کعبه قبله کند منزوی برای نماز
ولیک قبله آزادگان نیاز بود
هوش مصنوعی: انسان برای نماز، به کعبه روی میآورد و آنجا را نقطهنظر خود قرار میدهد، اما برای آزادگان، نیاز به چیزی فراتر از مکانها وجود دارد.
شبان تا به سحر محتسب چه می داند
که دوستان را با دوستان چه راز بود
هوش مصنوعی: شبانی تا صبح تا وقتی که نگهبان در کار است، نمیداند که دوستان با یکدیگر چه رازهایی دارند.
اگر به مرتبه سلطان شود نزاری عشق
چو حاکم است همان بنده ایاز بود
هوش مصنوعی: اگر کسی در عشق به مرتبهای از عظمت و سلطنت برسد، باید بداند که در واقع مانند یک حاکم است که در عین حال، همانند بندهای به نام ایاز باقی میماند.