برگردان به زبان ساده
مرا به دردِ دل از دوستان جدا کردند
چه بد که با منِ درویشِ مبتلا کردند
هوش مصنوعی: دوستانم مرا به خاطر درد دلم تنها گذاشتند و این بسیار بد است که چنین برخوردی با منِ فقیر و گرفتار کردند.
به دل جدا نتوان کرد دوست را از دوست
که دوستان را یک دل ز ابتدا کردند
هوش مصنوعی: نمیتوان دوست را از دوست جدا کرد، زیرا از ابتدا دوستان با یک دل و احساس مشترک پیوند خوردهاند.
ز فرطِ حسنِ دلآویزِ خوبرویان بود
جماعتی که تقرّب به انزوا کردند
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی بینظیر و جذابیت چهرههای خوشرو، افرادی بودند که به دوری از اجتماع و انزوا گرایش پیدا کردند.
به هرزه واسطه دردِ من چرا گشتند
خلافِ قاعدهء اهلِ دل چرا کردند
هوش مصنوعی: چرا افرادی که بیفایده هستند، به درد من دخالت کردند و برخلاف قوانین عشق و دل، عمل کردند؟
ز طرّههایِ پریشان به یک کرشمهء حسن
هزار شیفته آشفته تر ز ما کردند
هوش مصنوعی: با یک حرکت دلبرانه از موهای آشفتهاش، هزار معشوقه را بیشتر از ما در هم ریخت و شیدا کرد.
کمر به بندگیِ دوست بر میان بستم
عوام پیرهن سَتر ما قبا کردند
هوش مصنوعی: من خود را به خدمت و بندگی دوست درآوردهام، اما مردم عادی لباس زشتی بر تن من کردند.
جهول ترکِ من و مایِ خود نمیگیرد
که هم به رای و قیاسِ خود اقتدا کردند
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که نادانی و جهل نمیتواند ما را از خودمان جدا کند، زیرا ما با عقل و منطق خود به دنبال تأکید بر اصول و افکار خود هستیم.
به نیم جو غمِ دنیا و آخرت بر من
بهشت و حور گرفتم که پر بها کردند
هوش مصنوعی: به قیمت اندکی از غمهای دنیا و آخرت، بهشت و حوری برایم به دست آوردند که ارزش زیادی دارد.
دو وجه لازم حالاند انتظار و فراق
که پشتِ طاقتِ صبر و خرد دو تا کردند
هوش مصنوعی: انتظار و فراق دو حالت ضروری و لازم هستند که در پشت قدرت صبر و عقل، با هم ترکیب شدهاند.
هزار بار برانداخت خان و مانِ ورع
ستیزهء عقلا عقل را فدا کردند
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که بارها و بارها افرادی که خود را نیکوکار و با تقوا میدانند، به خاطر مشاجره و اختلاف نظرهای عقلانی، به راحتی از اصول و ارزشهای خود دست کشیدهاند و در این راستا، عقل و فهم خود را فدای غرایز و درگیریهای خود کردهاند. به عبارت دیگر، نشان میدهد که در تنگناهای فکری، بسیاری از افراد از اصول اخلاقی و عقلانی خود عبور میکنند.
به دوست گفت نزاری شبی به وجهِ سوال
که در جنود مرا با تو آشنا کردند
هوش مصنوعی: نظامی (در اینجا شاعر) در شبی به دوست خود میگوید که با گروهی از سربازان، آشنایی داشته که آنها هم به نوعی بامن ارتباط داشتند. این سخن به نوعی نشاندهندهی پیوند و دوستی میان افراد است که در شرایط و موقعیتهای مختلف تشکیل میشود.
جواب داد که آری مرا نمیدانی
که عشق را متصرّف نه عقل را کردند
هوش مصنوعی: او گفت: بله، نمیدانی که عشق تحت کنترل عقل نیست و نمیتوان آن را با منطق و عقل مدیریت کرد.
چو عقل و نفس بدیدند در بدایتِ کار
که حال چیست سبک ترکِ ماجرا کردند
هوش مصنوعی: وقتی عقل و نفس در آغاز کار دیدند که اوضاع چگونه است، تصمیم گرفتند به راحتی از ماجرا کنارهگیری کنند.
ورایِ عشق و فرودِ خرد چه میخواهی
ترا میانهء این هر دو کون جا کردند
هوش مصنوعی: فراتر از عشق و عقل چه میخواهی؟ در میان این دو جهان، جایی برای تو فراهم کردهاند.