برگردان به زبان ساده
چو ماه از گنبد خضرا برآمد
به عذرا از درم عذرا برآمد
هوش مصنوعی: وقتی که ماه از دل آسمان آبی خارج شد، زیبایی و روشنیاش از در خانهاش نمایان شد.
عرق بر خرمن ماهش نشسته
چو شبنم برکنار کوثر آمد
هوش مصنوعی: عرق بر خرمن ماه او نشسته، مانند شبنمی که بر لبهی کوثر قرار دارد.
فرو هشته دو گیسوی مسلسل
که هر یک زان کمند دیگر آمد
هوش مصنوعی: موهای بافته شدهای که به هم پیچیدهاند، به گونهای که هر یک از آنها مانند کمندی است که دیگری را به خود میکشاند.
در آن گرمی ز تنگی دهانش
نفس پیچیده از حلقش برآمد
هوش مصنوعی: در آن گرمی، به خاطر تنگ بودن دهانش، نفسش به سختی از گلو خارج میشود.
گرفتم برکنارش تنگ اگرچه
میانش در کنارم لاغر آمد
هوش مصنوعی: من او را در آغوش گرفتم، هرچند که قلبم در کنار او احساس کمبود میکند.
ببوسیدم بنا گوش چو سیمش
عجب کز سیم بویِ عنبر آمد
هوش مصنوعی: در گوشش بوسهای زدم و جالب اینجا بود که از آن بوسه بویی شبیه به عطر خوش عنبر به مشامم رسید.
بدو گفتم عجب می دارم الحق
که یادت از من غم پرور آمد
هوش مصنوعی: به او گفتم باور نکردنی است که واقعاً یاد تو باعث شده است من غمگین شوم.
به من گفت ای فلان از فرط مستی
جهان گویی مگر بر تو سرآمد
هوش مصنوعی: به من گفتند ای فلانی، از شدت شوق و شوری که داری، انگار زمان بر تو تمام شده است.
بحمدالله فراغت داری از من
که یک جامت به صد جان خوش تر آمد
هوش مصنوعی: خوشحالم که از من بینیازی و یک جرعه از تو برای من هزاران زندگی بهتر است.
به سر در پاش افتادم که زنهار
سر شوریده از خوابم برآمد
هوش مصنوعی: به پای او افتادهام که نکند سرم پر از افکار پریشان از خواب بیدار شود.
نزاری هم مگر بینی به خوابش
به بیداری که را کی باور آمد
هوش مصنوعی: هرگز نمیتوان به خواب کسی در بیداریاش اعتماد کرد، چون نمیدانیم که آیا واقعاً باورش میکنیم یا نه.
محال عقل باری نیست مارا
که کس را نیم شب در بر خور آمد
هوش مصنوعی: عقل خداوندی برای ما محال نیست، چراکه کسی نمیتواند در نیمه شب به ما نزدیک شود.