برگردان به زبان ساده
من از در تو به جایی دگر نخواهم شد
به تیغ تیز ز کویت به در نخواهم شد
هوش مصنوعی: من از در تو هیچ جا نخواهم رفت و با هیچ درد و رنجی از تو جدا نخواهم شد.
چنین که مستم از آن هر دو چشم مخمورت
به رستخیز قیامت خبر نخواهم شد
هوش مصنوعی: من تا زمانی که تحت تأثیر شگفتی نگاههای جذاب تو هستم، هرگز از وقوع قیامت و روز رستاخیز باخبر نخواهم شد.
نظر به من کن اگر عشق پاک خواهی باخت
که من متابع کوته نظر نخواهم شد
هوش مصنوعی: اگر میخواهی عشق واقعی را تجربه کنی، به من توجه کن؛ زیرا من هرگز زیر بار نظرات محدود و سطحی نخواهم رفت.
من از حرارت شیرین چنان بسوخته ام
که بعد از این به هوای شکر نخواهم شد
هوش مصنوعی: من به حدی از عشق شیرین سوختهام که دیگر به خاطر خواستهها و آروزهایم حتی به یاد شکر هم نخواهم رفت.
پدر عتاب همی کرد کز جنون تو من
به نزد مردم عاقل دگر نخواهم شد
هوش مصنوعی: پدر به شدت از من گله میکرد که به خاطر دیوانگی تو، دیگر نمیتوانم در جمع مردم عاقل حاضر شوم.
جواب دادم بابا مگر تو پنداری
کزین که هستم دیوانه تر نخواهم شد
هوش مصنوعی: پاسخ دادم که مگر فکر میکنی از آنچه که هستم، دیوانهتر نخواهم شد؟
گریز چون کنم از حکم اوستاد ازل
به نردبان ز برِ چرخ بر نخواهم شد
هوش مصنوعی: چطور میتوانم از فرمان استاد ازلی فرار کنم؟ زیرا هرگز نمیتوانم با نردبان به مرتبهای بالاتر از چرخ (سرنوشت) دست یابم.
نه مرد عقلم و تحصیل عشق خواهم کرد
به قول مدعیان بی هنر نخواهم شد
هوش مصنوعی: من نه کسی هستم که عقل و درک خود را کنار بگذارم و فقط به عشق بپردازم. به نظر اوهام و سخنانی که بیپایهاند اهمیت نخواهم داد.
ز ننگِ آن که نزاریِ عاقلم خوانند
دگر به عشق چو مجنون سمر نخواهم شد
هوش مصنوعی: از شرم اینکه مرا به عقل نرسیده و نادان بنامند، دیگر مثل مجنون به عشق دلسپردگی نخواهم کرد.