برگردان به زبان ساده
نه هیچ خلقم از اندوه یار میپرسد
نه یارم از ستم روزگار میپرسد
هوش مصنوعی: نه کسی از غم و اندوه من میپرسد و نه محبوبم از ظلم و سختیهای زمانه خبر میگیرد.
کس از غم دل این بیقرار برنرسد
ولی همیشه غمم برقرار میپرسد
هوش مصنوعی: هیچکس از درد دل این ناآرام نتوانسته است فرار کند، اما همیشه غم من در حال پرسش و ادامه دادن است.
کسی دگر متعاقب چو تب نمیدانم
که گرم گرم مرا زار زار میپرسد
هوش مصنوعی: شخصی دیگر در پی من است، اما نمیدانم چرا از سرما زجر میکشم و او با دلسوزی حال مرا میپرسد.
وگر کسی به ملامت زبان کشد در من
به طنز گهگهم استادوار میپرسد
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد مرا به زبان انتقاد کند، من در لحظههای خنده و شوخی به شیوهای استادانه جواب میدهم و سوال میکنم.
مگر به مزد ملامت خلاص خواهد داد
محاسبم چو به روزِ شمار میپرسد
هوش مصنوعی: آیا به خاطر سرزنشهایم، حساب و کتابم را تسکین میدهد؟ چون در روز حساب و کتاب، از من میپرسد.
نهان خلق نمیپرسدم حبیب ولی
رقیبم از همه شهر آشکار میپرسد
هوش مصنوعی: من از محبوبم به طور پنهانی نمیپرسم، اما رقبایم در همه جا به وضوح از من میپرسند.
مثال عاشق و افسرده هم چنان باشد
که شرح غرقه کسی بر کنار میپرسد
هوش مصنوعی: عاشق و افسرده به گونهای هستند که شبیه به کسی میمانند که فردی غرق شده را در کناره دریا میبیند و در مورد او سوالاتی میپرسد. گویی این عاشق، در اوج احساسات خود، از عمیقترین دردها و غمها رنج میبرد، مانند کسی که به غرق شدن دیگری توجه میکند ولی نمیتواند به درستی عمق ماجرا را درک کند.
نزاریا به شکایت زبان دراز مکن
ترا کسی به چه موجب چه کار میپرسد
هوش مصنوعی: شکایت نکن و زبانت را دراز نکن، چون کسی از تو نمیپرسد که چه دلیلی برای این کار داری.
برین بسنده کن [ار از رهت] نیاید دوست
خیال هر نفست چند بار میپرسد
هوش مصنوعی: به همین مقدار رضایت کن، اگر دوستی از راه نمیرسد. خیال تو هر بار سوالاتش را تکرار میکند.