برگردان به زبان ساده
کسی که هم چو من از پیش یار بگریزد
سزا همین بودش کز دو دیده خون ریزد
هوش مصنوعی: کسی که مانند من از محبوب خود فرار کند، سزاوار همین است که از چشمانش اشک بریزد.
غبارناکم از او ور نه بیم دشمن نیست
که مبتلای حبیب از بلا نپرهیزد
هوش مصنوعی: غبارآلودی من ناشی از اوست وگرنه از دشمن نمیترسم، زیرا دوست هرگز از مشکلات و سختیها دوری نمیکند.
ضرورت است گرفتار عشق را که جفا
به اختیار تحمل کند نه بستیزد
هوش مصنوعی: شخصی که در کار عشق به مشکل خورده، ناچار است که بیصبر و عصبانیت، رنجها و ناملایمات را بپذیرد و با آنها کنار بیاید، نه اینکه به آنها اعتراض کند یا با آنها مبارزه کند.
نه ممکن است خلاصی به هیچ وجه آن را که
به دام زلف کمند افکنی در آویزد
هوش مصنوعی: هیچ راهی برای نجات وجود ندارد برای کسی که در دام زلف محبوب گرفتار شده است.
کسی که ذوق مقامات عشق یابد باز
محال باشد اگر باهوس در آمیزد
هوش مصنوعی: کسی که از زیباییهای عشق لذت میبرد، دیگر نمیتواند با هوس و خواستههای سطحی خود ترکیب شود.
محبّ صادق اگر خاک می شود ایام
ز کوی دوست به طوفانش برنینگیزد
هوش مصنوعی: عشق واقعی و صادقانه اگر به خاک و بیاهمیتی تبدیل شود، باران و طوفانی که از کوی محبوب و دوستش میگذرد، او را برنمیانگیزد و از آرامش خارج نمیکند.
غلام همت آنم که در وفای کسی
فرو نشیند و از نام و ننگ برخیزد
هوش مصنوعی: من کسی هستم که به خاطر وفاداری به دیگران، از مسائل بزرگ و کوچک دنیا دل نمیکَنم و به دنبال نام و ننگ نیستم.
علم به کوی خرابات میزنند زین پس
نزاریی که دم از عالم صفا میزد
هوش مصنوعی: از این به بعد، دیگر کسی که به مقام علم و دانایی مینازد، در کوی خراباتیها جایی ندارد.