برگردان به زبان ساده
هرکه در عشق چو ما از سر جان برخیزد
نه همانا که ز آسیب بلا پرهیزد
هوش مصنوعی: هر کسی که در عشق مانند ما از دل و جان تلاش کند، به این معنا نیست که از آسیبها و مشکلات دوری میکند.
عشق گویند بلایی ست حذر کن ز بلا
پس رو عشق تو از پیش بلا نگریزد
هوش مصنوعی: عشق را یک نوع درد و رنج میدانند، پس از آن دوری کن. عشق تو از درد و بلا فرار نمیکند.
عاشقم ، عاشقم ای یار ملامت چه کنی؟
لا محال از عقب عشق ملامت خیزد
هوش مصنوعی: من عاشق توام و هرچه ملامت بکنی، فایدهای ندارد. به هیچوجه نمیتوان عشق را با سرزنش متوقف کرد.
عشق بی زخم ملامت نبود من چه کنم
چه کند عاشق و با عشق چه رنگ آمیزد
هوش مصنوعی: عشق بدون درد و زخم نمیتواند وجود داشته باشد. من چه کار میتوانم بکنم و عاشق چه کار کند، و با عشق چگونه میتوان ترکیبش کرد؟
عشق چون دام بیندازد دانش چه زند
مرغ زیرک نشنیدی که ز حلق آویزد
هوش مصنوعی: عشق مانند دامی است که اگر آدمی دانا در آن بیفتد، دیگر نمیتواند فرار کند. آیا نشنیدهای که چگونه پرندهای زیرک به دام میافتد و از حلقهای که او را گرفته، آزاد نمیشود؟
دلم از مهر تو خالی نشود جان عزیز
نه که با جان دلم از مهر تو کین انگیزد
هوش مصنوعی: دل من هرگز نمیتواند از محبت تو تهی شود، ای جان عزیز. نه اینکه با وجود جانم، محبت تو را حسرتبار میکند.
آه کز عشق تو سد عاشق بیچاره چو من
در فراق تو دل از دیده برون می ریزد
هوش مصنوعی: اوه، از عشق تو، عاشق بیچارهای مانند من در دوریات دلش را با اشکها میریزد.
دی به نزدیک نزاری شده بودم مسکین
دست برداشته بود از غم و بر سر می زد
هوش مصنوعی: در روزی به نزد نزاری رفتم و در حالی که اندوه را از دل برداشته بودم، به سرم میزدم و شادمانی میکردم.