برگردان به زبان ساده
مرا مسخّر عقل مجاز نتوان کرد
که رند را به ستم توبه باز نتوان کرد
هوش مصنوعی: عقل معمولی نمیتواند مرا تحت کنترل درآورد، زیرا انسان پخته و رندی که به راه خود میرود، نمیتوان با زور و فشار به توبه واداشت.
من آن نیاز کنم در شبی به می خوردن
که در نماز به عمر دراز نتوان کرد
هوش مصنوعی: در شبی به نوشیدن شراب نیاز دارم که نتوانم برای عمر طولانی نماز بخوانم.
کجا فسرده دلان را سماع ذوق دهد
چو سوز سینه نباشد نیاز نتوان کرد
هوش مصنوعی: هیچ جا دلهای غمگین را شادی و لذت نمیدهد، وقتی که آتش درونشان وجود نداشته باشد؛ زیرا بدون نیاز و اشتیاق واقعی نمیتوان به سراغ شادمانی و رقص رفت.
شدم به مسجد و گفتم نماز بگزارم
که هم به کُل در طاعت فراز نتوان کرد
هوش مصنوعی: به مسجد رفتم تا نماز بخوانم، اما احساس کردم که نمیتوان به طور کامل در عبادت و بندگی حضور داشت.
خیال دوست به من گفت روی برگردان
که در دو قبله به یک دل نماز نتوان کرد
هوش مصنوعی: تصور دوست به من گفت که باید روی خود را برگردانی، زیرا نمیتوان با یک قلب به دو سمت متفاوت عبادت کرد.
ملالت از عقبِ عاشقان کنند ولی
ز پیش حکیم ازل احتراز نتوان کرد
هوش مصنوعی: غصه و اندوه عاشقان را از عقب ایجاد میکنند، اما از پیش نمیتوان از عقل و حکمت ازلی پرهیز کرد.
بهشت نسیه نمی بایدم به طاعت نقد
که این معامله با اهل راز نتوان کرد
هوش مصنوعی: بهشت را نمیتوان به عنوان پاداشی بدهکار دریافت کرد؛ زیرا باید برای آن با اعمال نیک و مخلصانه عمل کرد. این نوع معامله فقط با افرادی که به حقیقت و رازهای عمیق دست یافتهاند، امکانپذیر است.
به زعم مدعیان ، عیش تازه خواهم داشت
که خوز هم دم دیرینه باز نتوان کرد
هوش مصنوعی: به گفته مدعیان، من بار دیگر از لذتهای تازهای بهرهمند خواهم شد، زیرا نمیتوان به راحتی به حال و هوای قدیمی برگشت.
فدای دوست کند جان نزاری و محمود
چه جان بود که فدای ایاز نتوان کرد
هوش مصنوعی: فدای دوست میشود جان نثار، اما چه ارزشی دارد که جان را برای ایاز فدای او کنیم؟