برگردان به زبان ساده
ای ترک ما گرفته و از ما نکرده یاد
یاران چنین کنند نه هرگز چنین مباد
هوش مصنوعی: ای دوست ترکزبان، تو که به یاد ما نیستی و از ما غافلی، اینگونه رفتارها از یاران واقعی نیست و امیدوارم که هرگز چنین نشود.
آبم به روی کار برفته ست و دل ز دست
زان گه که آتشم ز تو در خرمن اوفتاد
هوش مصنوعی: آب من بر روی کارم جاری شده و قلبم از دست رفته است، چون آن لحظه که آتش من از تو به انبار غله افتاد.
گه گه اگر کنم به ادای نماز عقد
حالی خیال روی تو پیشم برایستاد
هوش مصنوعی: هر چند گاهی در نماز عقد به یاد تو هستم، ولی در آن لحظه تصوری از چهرهات در ذهنم نقش میبندد.
پس چون کنم چه چاره توان کرد با خیال
انصاف من که می دهد اینجا به حق وداد
هوش مصنوعی: اگر با اندیشه انصاف من چارهای نیابم، پس چه باید کرد با این خیالی که در اینجا به حق و عدل میدهد؟
سلطان عشق مملکت جان فرو گرفت
دل را مجال آنکه حدیثی کند نداد
هوش مصنوعی: سلطان عشق جان را تسخیر کرد و به دل فرصتی نداد که حتی یک سخن بگوید.
تسلیم پیش کرد و ملامت ز پس روان
انصاف آنکه قاعده ی معتبر نهاد
هوش مصنوعی: این فرد بدون هیچ مقاومتی پذیرای شرایط شده و انتقاداتی که به او میشود، را به جان میخرد. او بر اساس قاعدهای معتبر و عادلانه رفتار میکند.
گرنه ستیزه ی دل ما بودی از بهشت
در بر سرای عالم دنیا که می گشاد
هوش مصنوعی: اگر دل ما در جنگ و ستیز نمیبود، از بهشت به سوی این دنیا که در آن زندگی انسانهاست، راهی مییافت.
دل خود درست شد که ز ما بر شکست و رفت
با جای خود نیامد و از ما نکرد یاد
هوش مصنوعی: دل ما آرام و قرار خود را از دست داد و با دیگران رفت؛ دیگر به ما نیامد و ما را فراموش کرد.
هر دم به محنتی دگرم مبتلا کند
هرگز نبوده ام ز دل بی قرار شاد
هوش مصنوعی: در هر لحظه به نوعی درد و سختی تازهای دچار میشوم و هرگز نتوانستهام از دل بیقرار و مضطرب خود شاد و آرام باشم.
هر روز می کنند گل دیگرم در آب
کس همچو من به دیده و دل مبتلا مباد
هوش مصنوعی: هر روز چهره و زیبایی جدیدی از گلها را در آب میزنند، ولی امیدوارم هیچ کس به شدت من، هم در دیدن و هم در دل، دچار این عشق نشود.
بی دل تر از نزاری شوریده روزگار
از مادر زمانه بر آنم که کس نزاد
هوش مصنوعی: شعری از نزاری که به تنهایی و دلتنگی اشاره دارد. او خود را در شرایطی میبیند که هیچکس مانند او احساس تنهایی نمیکند و گویی از زمانه به دنیا آمده است تا تنها باشد. در واقع، او از شدت ناشادی و دلتنگی خود میگوید که هیچ کس به این حال و روز او نیست.