برگردان به زبان ساده
مرا سودایِ تو دیوانه کرده ست
ز خویش و آشنا بی گانه کرده ست
هوش مصنوعی: عشق تو به حدی مرا مجنون کرده که حتی خودم را فراموش کردهام و نزدیکانم را هم از خود بیگانه احساس میکنم.
فغان از چشمِ دل دزدت که چشمم
چو گوشَت معدنِ دُردانه کرده ست
هوش مصنوعی: آه از چشمی که دل من را دزدیده است؛ چشمانم مانند گوش تو گنجینهای ارزشمند از گوهرها شده است.
خطی آوردی و با من همان کرد
که سوزِ شمع با پروانه کرده ست
هوش مصنوعی: تو نامهای نوشتی و با من همان کاری کردی که شعلهی شمع با پروانه میکند.
از آن مستم که ساقّیِ محبّت
پیاپی بر سرم پیمانه کرده ست
هوش مصنوعی: من به قدری از محبت و عشق سیراب شدهام که احساس مستی و سرخوشی میکنم، گویی که ساقی پیوسته برایم شراب محبت میریزد.
نخواهد هرگز از می توبه کردن
دلم عزمی چنین مردانه کرده ست
هوش مصنوعی: دلم هرگز تصمیم ندارد از می دوری کند، چرا که عزم و ارادهای قوی در این زمینه پیدا کردهام.
عبادت خانه یی دارند هر کس
نزاری قبله از می خانه کرده ست
هوش مصنوعی: هر کسی آدابی برای پرستش و عبادت دارد، اما برخی به جای مراجعه به مکانهای مذهبی، دل به میخانه و خوشیها دادهاند.