برگردان به زبان ساده
آفتِ جانِ من است طرّۀ جادوی دوست
کرد مرا جفتِ غم طاقِ دو ابرویِ دوست
هوش مصنوعی: دوست من با زیبایی و چهرهاش جان مرا تحت تأثیر قرار داده و باعث شده که همیشه در اندوه و غم باشم. ابروان دوست مانند قوسهایی هستند که بر روحم تاثیر گذاشتهاند.
رهزنِ خون ریز کیست غمزۀ غمّاز یار
دامِ دل آویز چیست حلقۀ گیسویِ دوست
هوش مصنوعی: رهزن خونریز کیست؟ غم و اندوهی که از یار به دل مینشیند، چه به دام دل میآورد؟ و حلقهی گیسوی دوست چه دامی برای قلب میسازد؟
غارتِ جان می کند در حرمِ دل مگر
عادتِ ترکان گرفت طرّۀ هندوی دوست
هوش مصنوعی: دل انسان را به شدت مورد هجوم قرار میدهد، اینجا در حریم عشق، مگر اینکه عادت مهمانی دلها را درک کرده باشد.
راحتِ جان بایدت رنج کش از زخمِ عشق
فرق منه در میان درد ز دارویِ دوست
هوش مصنوعی: برای آرامش قلبت، باید از درد عشق رنج بکشی و در میان دردها، دوای محبت دوست را فراموش نکن.
سّرِ معانیِ دوست باز شناس آن گهی
سر مکش از عشقِ یار لاف زن از رویِ دوست
هوش مصنوعی: معنای این بیت این است که وقتی به عمق و رازهای دوستی پی بردی، بهتر است از عشق به محبوب خود سخن نگوئی و فخر نکنید.
دشمنم آن بی نمک گر جگرم خون کند
باز نگیرد دلم پشت ز پهلویِ دوست
هوش مصنوعی: دشمنم اگر هم خون دلم را بریزد، باز هم از دوست دور نخواهم شد و محبت او را فراموش نمیکنم.
توبه پذیرد ز عشق هر نفسی دل و لیک
غیرِ طبیعت گرفت قاعدۀ خویِ دوست
هوش مصنوعی: هر لحظه از عشق، امکان توبه وجود دارد، اما غیر از طبیعت، رفتار دوستی قاعدهای متفاوت دارد.
عهد کند برخلاف راست که چون بنگرم
عهدِ درستش یکی ست با شکنِ مویِ دوست
هوش مصنوعی: عهد کند که بر خلاف حقیقت باشد، اما وقتی به آن نگاه میکنم میبینم که عهد واقعیاش همانند شکن موی محبوب است.
بس که به میل نیاز چشمِ نزاری کشید
روشنیِ دیده را خاکِ سرِ کویِ دوست
هوش مصنوعی: چقدر نیاز و اشتیاق به نگاه معشوق باعث شده که چشمهای نازنینم، نور وجودش را به خاک کوی او بسپارد.