برگردان به زبان ساده
گمان مبر که ز یادِ تو غافلم ای دوست
که نیست یادِ کسی جز تو در دلم ای دوست
هوش مصنوعی: دوست عزیز، فکر نکن که فراموش کردهام تو را. من هیچ یاد و خاطرهای جز تو در قلبم ندارم.
به جانِ تو که اگر بگسلد ز تن جانم
که من ز مهرِ تو پیوند نگسلم ای دوست
هوش مصنوعی: به خاطر تو، اگر جان من از بدنم جدا شود، باز هم ارتباط عاطفیام با تو قطع نمیشود، ای دوست.
کسی دگر به دل و دیده در نمی آید
که ایستاده تویی در مقابلم ای دوست
هوش مصنوعی: هیچ کس دیگری نمیتواند به قلب و چشمم راه یابد، جز تو که با من ایستادهای، ای دوست.
وصال داشتم امیّد چون نگه کردم
خیال بود ز وصلِ تو حاصلم ای دوست
هوش مصنوعی: دوستی، زمانی امید داشتم به وصال و دیدار تو، اما وقتی به یاد تو افتادم، متوجه شدم که همهاش خیالی بود و چیزی از وصال تو عایدم نشد.
به آبِ مهرِ تو بوده ست خاکِ عشق مگر
کسی که کرد به قدرت عجین گلم ای دوست
هوش مصنوعی: خاک عشق، به نوعی با محبت و گرمای وجود تو آمیخته شده است. آیا کسی وجود دارد که با قدرت عظیمش، گل وجودم را شکل دهد و پرورش دهد، ای دوست؟
محبّتِ تو وجودم فرو گرفت چنان
که خون نماند دگر در مفاصلم ای دوست
هوش مصنوعی: عشق تو به قدری در وجودم نفوذ کرده است که دیگر هیچ نیرویی در بدنم باقی نمانده است، ای دوست.
به اختیار نزاری نبود عزمِ سفر
قضا ز کویِ تو برداشت منزلم ای دوست
هوش مصنوعی: ای دوست، من هیچ ارادهای نداشتم که به سفر بروم، اما قضا و قدر باعث شد که از خانهام در کنار تو دور شوم.