برگردان به زبان ساده
صباح بر سرم آمد خیالِ طلعتِ دوست
چنان نمود مثالم که خود معاینه اوست
هوش مصنوعی: صبح، تصوری از چهره دوست بر سرم سایه انداخت که به گونهای بود که گویی خود او را میبینم.
خیال بین که مرا بر خیال میدارد
من آن نیام که بدانستمی خیال از دوست
هوش مصنوعی: به فکر برو که چطور مرا به خیال میاندازد. من آن نی نیستم که قبلاً میشناختی، خیال از دوست چیز دیگری است.
چنان ز خویش برفتم که در تصرّفِ من
نه عقل ماند و نه هوش و نه مغز ماند و نه پوست
هوش مصنوعی: چنان از خودم دور شدم که نه عقل و هوش و نه حتی فکر و ذهنم در دست من باقی نماند.
درین میانه شنیدم که گفت با ما باش
ز خویشتن به درآ آخر این چه عادت و خوست
هوش مصنوعی: در این حین شنیدم که میگوید با ما باش و از خودت خارج شو. این چه عادت و رفتار عجیبی است؟
نگفتهایم که از هر چه غیرِ ما باز آی
به دستِ وسوسه دادن زمامِ دل نه نکوست
هوش مصنوعی: ما نگفتهایم که از هر چیزی جز خود ما دوری کن؛ چرا که با وسوسه، دل را به دست آوردن کار خوبی نیست.
جحیم وسوسهء شیطن است پس ز جحیم
ببر کآخر کمتر عطایِ ما مینوست
هوش مصنوعی: جهنم، نماد وسوسههای شیطانی است؛ بنابراین از جهنم دوری کن، زیرا عطای ما در نهایت کمتر از آن چیزی است که بهشت را میسازد.
به دفع شیطنه لا حول گوی و لا قوّه
به غیر الّا بالله دگر چه راه و چه روست
هوش مصنوعی: به دفع وسوسههای شیطانی هیچ تلاشی از خودت نکن و فقط به خداوند اعتماد کن، زیرا جز او راه و چارهای نیست.
نزاریا همه از بهرِ ما و با ما گوی
سخن سرای که از ما نگفت بیهده گوست
هوش مصنوعی: همه چیز برای ما و به خاطر ماست؛ بنابراین، شعر بگو و سخن بگویید، زیرا اگر از ما صحبت نکنید، حرفتان بیمعنا خواهد بود.