برگردان به زبان ساده
یارم برفت و از منِ دل خسته برشکست
یاری چنان دریغ که بگذاشتم ز دست
هوش مصنوعی: دوست من رفت و دل زارم را به درد آورد، چنان که از دستش ناامید شدم و دیگر امیدی به او ندارم.
حیف است دست باز گرفتن ز مهربان
خاصه چه مهربان بتِ خوش باشِ خوش نشست
هوش مصنوعی: دریغ است که از محبت و صفا دست برداریم، بهخصوص زمانی که آن مهربانی بهسان یک معشوق زیبا و خوشنشین باشد.
یک دم خیالِ او ز دو چشمم نمی رود
زیرا تمام مستم از آن چشمِ نیم مست
هوش مصنوعی: چشمم هرگز از فکر او دور نمیشود، چون تمام دیوانگیم از آن نگاه نیمه مست اوست.
گر گویمش دمی ز نظر رفته هست نیست
ورگویم از غمش دلم آزرده نیست هست
هوش مصنوعی: اگر بگویم که لحظهای از یادش رفتهام، در واقع راست نگفتهام. و اگر بگویم از غمش آزردهام، باز هم دروغ گفتهام.
هم چون زمین تحمّلِ بارِ غمش کنم
تا آسمان شود به قیامت چو خاک پست
هوش مصنوعی: مانند زمین، بار غم او را بر دوش میکشم تا روز قیامت، همچون خاکی کمارزش و پست، آسمان شوم.
بر ما قیامت آمد و بگذشت و منتظر
دیریست تا به موعدِ خلدست پای بست
هوش مصنوعی: بر ما حادثهای بزرگ و ناگوار اتفاق افتاد و حالا مدتی است که منتظر روزی هستیم که به بهشت برساند.
ای باز از زبانِ فلان گوی با فلان
گر هیچ یادت آید از صحبتِ الست
هوش مصنوعی: ای پرنده، اگر یاد تو در گفتوگوهای گذشته زنده است، با آن شخص خاص صحبت کن.
باز آ که در فراقِ تو زان ها که دیده ای
شوریده تر شده ست نزاریِ می پرست
هوش مصنوعی: برگرد که در دوری تو، حال کسانی که به یاد تو هستند به شدت دگرگون و آشفته شده است. عشق و شیدایی آنها بیش از پیش تشدید شده است.
ورنه جواب ده که به ما در سلوکِ عشق
آن کس رسد که کلّی از خویشتن برست
هوش مصنوعی: اگر چه در مسیر عشق باید جواب دهی، اما بدان که تنها کسی موفق میشود که تمام تعلقات و وابستگیهای خود را رها کند.