برگردان به زبان ساده
صبر ما از دوستان ناممکن است
آشکارا و نهان ناممکن است
هوش مصنوعی: تحمل ما از طرف دوستان، هم بهطور علنی و هم به شکل پنهانی غیرممکن است.
عشق بی تشنیع و بی تکلیف نیست
ور طمع داری همان ناممکن است
هوش مصنوعی: عشق بدون درنگ و بدون شرایط خاص وجود ندارد، و اگر به دنبال آن هستی، همان بهتر که انتظار آن را نداشته باشی.
هیچ رحمش نیست بر فریاد من
خود رقیب مهربان ناممکن است
هوش مصنوعی: او هیچ رحمی به فریاد من ندارد، خودی که باید رقیب مهربان باشد، چنین چیزی غیرممکن است.
گرملامت رفت بر من گر جفا
عاشقی(بی) این آن ناممکن است
هوش مصنوعی: اگر کسی بابت رفتار یا بیمحلیاش مرا سرزنش کند، این در عشق بعید و غیرممکن است.
ورنه بار عشق بایستی کشید
احتمال از ناتوان ناممکن است
هوش مصنوعی: اگر عشق را بپذیری، باید سختیها و مسؤلیتهای آن را نیز تحمل کنی، زیرا این موضوع برای کسی که ضعیف است، ممکن نیست.
گر کسی را طاقت تسلیم نیست
از قضا کردن کران ناممکن است
هوش مصنوعی: اگر کسی نتواند تسلیم شرایطی شود، از سرنوشت او نیز انتظار تغییرات غیرممکن نخواهد بود.
چون عصای موسی اژدرها شدن
چوب دست هر شبان ناممکن است
هوش مصنوعی: همانطور که عصای موسی به اژدها تبدیل شد، چوب دستی که در دست هر شبان است، نمیتواند به این شکل تغییر کند.
آرزومندم ولی پیرانه سر
اتصالم با جوان ناممکن است
هوش مصنوعی: آرزو دارم که به چیزی برسم، اما با اینکه قلبم هنوز جوان است، ارتباطم با جوانیها برایم دشوار شده است.
عاشقی، مستی ، ز دنیا فارغی
چون نزاری در جهان ناممکن است
هوش مصنوعی: عاشق بودن و مستی و بیخیالی از دنیا، مانند نازاری که در این جهان وجود نداشته باشد، امکانپذیر نیست.
جان جان ها چیست جام جان فزا
زندگی بی جان جان ناممکن است
هوش مصنوعی: روح و جان اصلی چیست؟ چه چیزی میتواند زندگی را با نشاط و سرشار کند؟ بدون روح و جان، زندگی غیرممکن است.