برگردان به زبان ساده
همین که از برم آن سرو نازنین برخاست
ز اندرون دلم آه آتشین برخاست
هوش مصنوعی: زمانی که آن دختر زیبا از کنارم رفت، در دل من آتشی از اندوه شعلهور شد.
ز هر کجا که به جای دگر به طالع سعد
نزول کرد قیامت از آن زمین برخاست
هوش مصنوعی: هر جا که مقدّر شده، خوشبختی ظهور کند، از آنجا تا روز قیامت، تحول و تغییر شروع میشود.
نمود از طرف برقع آفتاب جمال
ز عاشقان جهان الغیاث ازین برخاست
هوش مصنوعی: نور چهرهی زیبای عشق مانند تابش آفتاب از پشت پردهای پنهان نمایان شد و از همین رو، عاشقان به یاری و فریاد طلبی دست زدند.
به راستی که اگر چه نشسته در جان است
به قامت از چمن باغ دل چنین برخاست
هوش مصنوعی: به حقیقت، هرچند که او در درون جان نشسته است، اما با زیبایی و قامت خود مانند گلهایی که در باغ دل میروید، خود را نشان داده است.
به رغم اگر چه رقیبش نشسته هم پهلوست
ولی چه چاره که از خار انگبین برخاست
هوش مصنوعی: اگرچه رقیبش در کنار او نشسته است، اما چه میتوان کرد که او از میان خارها برآمده و به دست آمده است.
چه قادرست به تاراج جان و غارت دل
به ترک تاز چو یاغی که از کمین برخاست
هوش مصنوعی: این جمله به توصیف قدرت و شدت حملهای اشاره دارد که کسی به قلب و جان دیگران میکند. به گونهای که این فرد به شدت یاغی و بیرحم است و مانند یک دزد ناگهانی به سراغ قربانیانش میآید و تمام احساسات و قلبهای آنها را میدزدد.
هزار دل به در افتد چو زلف بفشاند
ز نیفه ها که از آن نافه های چین برخاست
هوش مصنوعی: زمانی که زلفهای پرچین و لطیف به سمت پایین رها میشوند، هزاران دل تحتتأثیر قرار میگیرند و مانند افسون درگیر زیبایی آن میشوند.
به هر لطیفه که پیوست در محاسن او
ز بام سدره به تحسینم آفرین برخاست
هوش مصنوعی: هر بار که به زیباییهای او فکر میکنم، از بالای درخت سدره که نماد بلندی و شکوه است، تحسین و ستایش را به زبان میآورم.
زمانه در پی آزار من چنان که هلیل
به کینه در طلب هرمز حزین برخاست
هوش مصنوعی: دنیا به دنبال آزار من است، مانند هلیل که به خاطر کینهاش به هرمز، با تمام قدرت به پا خواسته است.
نزاریا مخور اندیشه کاین همه شر و شور
به روزگار تو از رای خرده بین برخاست
هوش مصنوعی: نگران نباش که چرا در روزگار تو این همه مشکلات و ناآرامی وجود دارد، زیرا اینها نتیجه تفکر و برداشتهای سطحی و کوچک بین است.