برگردان به زبان ساده
دل ببردی و قیامت ز وجودم برخاست
دل بری دل ندهی باز چنین ناید راست
هوش مصنوعی: تو دل مرا دزدیدهای و از وجودم غوغایی به پا کردهای. اگر دل را از من میگیری، دیگر نمیتوانی دوباره به من بازگردانی.
عقل و هوش و دل و دین بردی و جان در خطرست
هیچ ناداده به من جمله ز من نتوان خاست
هوش مصنوعی: با من همه چیز را گرفتی، از جمله عقل، هوش، دل و دین، اما جانم در خطر است. هیچ چیزی به من ندادهای که بتوانم برخیزم و از خودم دفاع کنم.
عشق تو خانه بسیار کسان کرد خراب
گر طفیل دگران باشم گوباش رواست
هوش مصنوعی: عشق تو باعث ویرانی خانهی بسیاری از افراد شده است، اگر در کنار دیگران باشم و از آنها بهرهمند شوم، آیا این کار نادرستی است؟
شرط آن است که با من نکنی بیدادی
دادِ من گر بدهی در خمِ آن زلفِ دو تاست
هوش مصنوعی: اگر میخواهی با من خوب رفتار کنی، نباید به من ظلم کنی. اگر میخواهی دل من را به دست آوری، باید به زیبایی و جذابیت آن زلف دوگانهات توجه کنی.
ور به بازی نکنی غمزهء فتّان در کار
کاین همه فتنه از آن جادویِ بابل برخاست
هوش مصنوعی: اگر در بازی عشق و فریب شرکت نکنی، این همه فتنه و آشفتگی به خاطر جاذبه و سحر خاصی است که از دنیای بابل سرچشمه میگیرد.
تو به آرایشِ هر روزه نداری حاجت
رخِ زیبایِ تو مشاطهء فطرت آراست
هوش مصنوعی: تو نیازی به آرایش روزانه نداری، چون زیبایی چهرهات به طور طبیعی و از فطرت خود به بهترین شکل، آراسته شده است.
در نمیبایدت انصاف ز خوبی چیزی
در دلت هیچ دریغا که نه مهر و نه وفاست
هوش مصنوعی: نباید در دل خود نسبت به خوبیها انصاف داشته باشی، زیرا افسوس که نه محبت وجود دارد و نه پایبندی.
چون بود عاشقِ تنها و ملامت پس و پیش
ره و رویی به ازین خوش سر و کاری که مراست
هوش مصنوعی: وقتی عاشق تنها و مورد سرزنش هستی، بهتر از این نیست که در این دنیا راه و روشی داشته باشی که برایم خوشایند و مفید باشد.
تا به موعودِ قیامت برسیدن کو صبر
من کسی را نشناسم که به خود این پرواست
هوش مصنوعی: تا زمانی که به روز قیامت برسد، صبر من بینهایت است؛ من کسی را نمیشناسم که به خود این موضوع اهمیت دهد.
داوری نیست که مظلوم بر آرد فریاد
بر من از بهرِ خدا این همه بیداد چراست
هوش مصنوعی: هیچ قاضی و داوری نیست که صدای ظلم و ستم را از مظلوم بشنود و از خدا بپرسد که چرا این همه بیعدالتی وجود دارد.
عشق این است دگرها هوسی عاریتی
بر چنین عشق ملامت به همه وجه خطاست
هوش مصنوعی: عشق یعنی چیزی حقیقی و بنیادی، اما دیگران ممکن است فقط به خاطر دلخواه خود به عشق بیندیشند. سرزنش کردن چنین عشقی از هر نظر نادرست است.
گر نزاری همه از اهل عیان میگوید
آری آری که در این راه خلاف از من ماست
هوش مصنوعی: اگر نزار به همه میگوید که در این مسیر اشتباهات من نشاندهنده من است، من هم به او موافقم.
مردمان در حقِ ما هر چه بتر میگویند
آخر آن بیخبر آن چیست که بی حکم خداست
هوش مصنوعی: مردم درباره ما هر چه بدتر بگویند، در نهایت آن فرد بیخبر نمیداند که چه چیزی است که بدون اجازه خدا اتفاق میافتد.
گو برو مدّعی و در پسِ پندار نشین
که تو بر ساحل و رختِ دگران در دریاست
هوش مصنوعی: برو، ای مدعی، و در خیال خود بمان؛ زیرا تو در کنار دریا هستی و دیگران در دریا غرق هستند.
بایدت بُود در این بحر چو لنگر ساکن
بادبان را سرِ پندار پر از باد هواست
هوش مصنوعی: باید مانند یک لنگر در میان این دریا ثابت و ساکن باشی، زیرا که افکار و تصورات تو همچون باد در بادبان هستند.