برگردان به زبان ساده
درآ اهلا و سهلا مرحبا کویی کجا بودی
نگویی تا چرا چندین ز مشتاقان جدا بودی
هوش مصنوعی: با کمال خوشآمدگویی به کسی که میآید، میگوییم که چرا در این مدت طولانی دور بودی و کسی را از عاشقان خود جدا کردی.
ز یاران بر شکستی ترکِ عهد دوستی کردی
دریغا دیر دانستم که یار بیوفا بودی
هوش مصنوعی: از دوستان جدا شدی و پیمان دوستی را شکستی. افسوس که دیر فهمیدم که تو دوست وفاداری نبودی.
نه پرسیدی نه پیغامی فرستادی درین مدّت
مگر بگذشت ایّامی که دردم را دوا بودی
هوش مصنوعی: تو نه سوالی کردی و نه پیغامی فرستی، در این مدت، مگر روزهایی گذشت که تو درمان درد من بودی.
به اوّل سینه با من هم چو سیمِ پاک بنمودی
به آخر امتحان کردم زر بیرونسرا بودی
هوش مصنوعی: در ابتدای رابطهامان، تو مانند سیمی خالص و پاک به نظر میرسیدی، اما در پایان با آزمایشهایی که انجام دادم، متوجه شدم که تو در واقع طلا نیستی و فقط ظاهری زیبا داشتی.
مرا چندان که آوردی ز پرگار خرد بیرون
ز فرطِ راستی با من چو خطّ ِ استوا بودی
هوش مصنوعی: من را به اندازهای از دایرهی فکر و خرد خارج کردی که در اثر صداقت و راستگوییات، با من به مانند خط استوا رفتار کردی.
مدارِ دورِ وصل اکنون بگردیدهست از آن نقطه
محیطِ دوستی را موجِ طوفانِ بلا بودی
هوش مصنوعی: دوران وصل و دوستی اکنون تغییر کرده است و از آن نقطهای که در آن به هم نزدیک بودیم، حالا محیط دوستی به واسطه مشکلات و سختیها دچار تلاطم و آشفتگی شده است.
ازآن بفریفتی ما را که در شوخی و رعنایی
نگاری چابک افتادی و یاری دلربا بودی
هوش مصنوعی: تو با جذابیت و لطافت خود ما را فریب دادی، به طوری که در حالت شوخی و زیبایی به چشمانمان افتادی و دوست دلربایی بودی.
به تو اوّل که بسپردم گمانِ دوستی بردم
مرا چون نیستی اکنون تو دانی تا که را بودی
هوش مصنوعی: در آغاز که تو را به خودم سپردم، فکر میکردم که دوستی داریم. اما حالا که تو نیستی، خودت میدانی که من چه حسی دارم و این دوستی در اصل برای کی بود.
تعالی الله زهی دستان که پایم چون زجا بردی
عفاک الله چرا آخر ز ما بیگانه وا بودی
هوش مصنوعی: خداوند بزرگ است، چه دستانی که من را از زمین بلند کردی. ای بخشاینده، چرا آخر به ما بیگانه و دور بودی؟
به خلوت خانه ی وصلت که را این در خیال آمد
که ما در خون رز بودیم و تو در خون ما بودی
هوش مصنوعی: در گوشهی آرامش و خلوت عشق، چه کسی به خیال خود آمد که ما در میان گلهای سرخ و در عشق تو غوطهور بودیم و تو نیز در عشق ما بودی؟
نزاری با تومی گفتم که ناسازی مکن با او
سزا این بود تا دانی که با او ناسزا بودی
هوش مصنوعی: من به تو گفتم که با او بدرفتاری نکن، زیرا سزاوار این رفتار نیست. حالا متوجه شو که خودت چه بدرفتاریای با او کردی.