برگردان به زبان ساده
رسید جان به لبم از بس آرزومندی
هنوز وقت نیامد که باز پیوندی
هوش مصنوعی: جانم به لبم رسیده از شدت آرزو، اما هنوز وقتی نرسیده که دوباره با هم پیوند بخوریم.
به حالِ بنده که از دست میرود کارم
مگر نظر کنی از غایتِ خداوندی
هوش مصنوعی: به حال من که کارهایم خراب میشود، مگر اینکه با لطف و نگاه پروردگار به من توجه کنی.
غریب کشتن و آزارِ دوستان جستن
توقّع آن که ترحّم کنی و نپسندی
هوش مصنوعی: بسیار عجیب است که کسی به دوستانش آسیب بزند و از آنها رنج بکشد، در حالی که انتظار دارد تو برای او دلسوزی کنی و این رفتار را ناپسند ندانی.
ترا رسد به لبی از نبات شیرینتر
اگر از آن دهن تنگتر بر شکرخندی
هوش مصنوعی: اگر لب تو از گیاهی شیرینتر باشد، اما دهن تو تنگتر از آن باشد که با خنده بر شکری بخندی، چه فایدهای دارد؟
نداشتی ز خدا و ز خلق شرم و حیا
که دل ز جان من مُستمند برکندی
هوش مصنوعی: اگر از خدا و مردم شرم و حیا نداشتی، پس چرا دل من را که به جانم وابسته است، از من جدا کردی؟
به جان مضایقتی نیست چون درافتادم
تو هم مبالغتی کن اگر درین بندی
هوش مصنوعی: هیچ گونه تردیدی در جان ندارم، پس وقتی به چالش افتادم، تو نیز اگر در این وضعیت هستی، زیادهروی کن.
غمم نخوردی و گفتی نزاری آنِ من است
هزار بار چنینم به خون درافکندی
هوش مصنوعی: تو از غم من بیخبر بودی و گفتی که نزار، محبوب من است. هزار بار چنین حالتی به من دست داده و مرا به خون غم غرق کردی.