برگردان به زبان ساده
رسید جان به دهانم ز آرزومندی
مقام مرحمت است این نه موضعِ تندی
هوش مصنوعی: جانم به انتها نزدیک شده است و از شدت آرزو برای رسیدن به مقام لطف و رحمت، به مرحلهای رسیدهام که اینجا جای تندی و خشونت نیست.
سزا منم به عقوبت گناه کار منم
زبانِ بیگنهت را به هرزه میبندی
هوش مصنوعی: من سزاوار عذاب هستم، چون گناهکارم. تو زبان کسی که بیگناه است را به بیهودهگویی میبندی.
اگر به خونِ منت رغبتیست بسمالله
مرا چه به ز متاعی که آن تو بپسندی
هوش مصنوعی: اگر از خون من خونی میخواهی، بسمالله، من چه به کالاهایی که تو خوشداشتی و پسندیدی.
دگر جواب سلامم نمیدهی شاید
رضا رضایِ تو مخدومی و خداوندی
هوش مصنوعی: شاید دیگر به سلام من پاسخ نمیدهی، چون ممکن است راضی از من نیستی و تو پروردگار و بزرگوار منی.
ولی به خلعتِ دشنام لطف کن باری
که از عتابِ توم حاصل است خرسندی
هوش مصنوعی: لطفاً به من دشنام بده تا از عتاب تو خوشحال باشم.
نظر ز کارِ من دل شکسته باز مگیر
بود که در سرت افتد که باز پیوندی
هوش مصنوعی: به دل شکستهام نگاهی دوباره ننداز، زیرا ممکن است از سر شوق دوباره با من مرتبط شوی.
به هر دو دیده کند بندگیِ خاکِ درت
نزاریی که پدر را نکرد فرزندی
هوش مصنوعی: به هر دو چشم، غلامی و بندگی خاک درب تو را مینوم، در حالی که پدر هرگز نتوانست فرزندی را به وجود آورد.