برگردان به زبان ساده
ای نوبهارِ خوبی از چهره تو وَردی
وی خلدِ جاودانی از کوچه تو گردی
هوش مصنوعی: ای بهار خوشرو که زیباییات مانند گل است، و ای باغی همیشه سبز که زیباییات از کوچههایت به همه حیات میبخشد.
عشقِ تو را نشایند اشتردلانِ نازک
تسلیم را بباید مردی و شیر مردی
هوش مصنوعی: عشق تو را نمیتوانند درک کنند و تنها افرادی که دلهای نازک و حساس دارند، نمیتوانند تاب بیاورند. برای درک عشق تو، باید شجاعت و دلیری واقعی داشت.
هر دل شکسته ای را در خاطر از تو شوری
هر درد خواره ای را در سینه از تو دردی
هوش مصنوعی: هرکسی که دلش شکسته، تو را در یاد خود دارد و هر کسی که از دردی رنج میبرد، در دل خود به یاد درد تو میافتد.
انکار ما نکردی صاحب غرض به خیره
گر تا به روز یک شب با ما قدم سپردی
هوش مصنوعی: تو هیچ گاه انگیزهات را انکار نکردی، اگر چه در آن شب که با ما قدم زدی، از روی تظاهر بود.
چندان سرشک رانم کز آبِ دیده رویم
هم چون شفق بباشد هر آفتاب زردی
هوش مصنوعی: من آنقدر اشک میریزم که چهرهام مانند رنگ آفتاب غروب میشود و هر روز صبح دوباره زردی آفتاب را به یاد میآورم.
جان من ار نبودی بیمارِ چشمِ مستت
چندین غذایِ تن را خونابِ دل نخوردی
هوش مصنوعی: اگر جان من نبود بیمار چشمان مست تو، تا حالا چندین بار غذای بدن را با اندوه دل نخورده بودم.
زلفت مگر نزاری در خواب دید زیرا
زنجیر اگر ندیدی دیوانگی نکردی
هوش مصنوعی: شاید خواب زلف تو را دیدهام، زیرا اگر زنجیر نبود، به جنون نمیرفتم.