برگردان به زبان ساده
یادِ آن وقت که با ما نظری می کردی
بر سر کشتهی هجران گذری می کردی
هوش مصنوعی: به یاد آن زمان هستم که به ما نگاه میکردی و نگاهی به مصیبت جدایی ما میانداختی.
بر رگِ جانِ من از ناوکِ مژگان هر دم
می زدی تیر و نظر با دگری می کردی
هوش مصنوعی: با نگاهی زهرآگین به قلب من حمله میکنی و هر لحظه با شخص دیگری محبت میکنی.
هم رقیبانِ حرم را به علی رغمِ حسود
می فرستادی و و ما را خبری می کردی
هوش مصنوعی: شما رقیبان حرم را به رغم حسد آنها به سمت ما میفرستادی و ما را از این موضوع آگاه میکردی.
روزْ روزم به شبِ وصل زبان می دادی
شبْ شبم دفعِ خمار از شکری می کردی
هوش مصنوعی: در روزها وقتی با تو بودم، زبانم به گفت و گو میآمد و شبها نیز با تو، خمار و کسالت را از خود دور میکردم.
هر سحرگاه که از خلوتِ من می رفتی
آن شب از گریه کنارم شَمَری می کردی
هوش مصنوعی: هر صبح که از تنهایی من خارج میشدی، آن شب را با اشک و غم کنارت میگذراندم.
وعده می کردی و بر سرو قبا می بستی
بر میان دستِ نزاری کمری می کردی
هوش مصنوعی: تو به من قول داده بودی و برایم لباس زیبایی میدوختی و در عین حال دلمشغولی و نگرانیهای زندگی را فراموش میکردی.