برگردان به زبان ساده
گر هیچ صبا به ما گذر کردی
وز دوست به ما پیامی آوردی
هوش مصنوعی: اگر هیچ نسیم صبحگاهی به ما سر زده و از دوست پیامی برای ما آوردهای، ما منتظریم.
جان و دل اگر چه بی دل و جانم
بستاندی و به دوست بسپردی
هوش مصنوعی: اگرچه جان و دل من را بگیری و به دوستت بسپاری، باز هم برای من مهم نیست.
تا بندگیی برد ز من جایی
کو یاری و همدمی و همدردی
هوش مصنوعی: تا زمانی که کسی در زندگیام باشد که مرا یاری کند و همدلی و همدردی داشته باشد، میتوانم از بندگی رهایی یابم.
با من چه فتاد مدّعی را کاشک
هر کس غم کار خویشتن خوردی
هوش مصنوعی: با من چه اتفاقی افتاده است، ای مدّعی! ای کاش هر کس فقط به فکر مشکلات و غمهای خودش باشد.
ای قوم حُذر کنید از این طوفان
ترسم که به دامنی رسد گردی
هوش مصنوعی: ای مردم، مراقب باشید که این طوفان ممکن است به شما آسیب برساند و خطراتی را ایجاد کند.
گر قدر فنای عشق دانستی
افسرده به ناز جان نپروردی
هوش مصنوعی: اگر ارزش و اهمیت از دست رفتن در عشق را میدانستی، هرگز به خاطر ناز و فخر خودت ناامید نمیشدی.
بگریز نزاریا از آن میدان
کت نیست مجال هیچ ناوردی
هوش مصنوعی: از میدان نبرد دور شو، چرا که در آنجا فرصتی برای هیچ مبارزهای وجود ندارد.