برگردان به زبان ساده
رفتی و صیدِ خاطر احباب کردهای
قلّاب شوق ز دلِ اصحاب کردهای
هوش مصنوعی: تو رفتی و باعث شدی که دوستانت به یاد تو در دلشان شوق و امیدی داشته باشند و احساساتشان تحت تأثیر قرار بگیرد.
دل بردهای و تاختن آوردهای به جان
آهستهتر که زهرهی ما آب کردهای
هوش مصنوعی: دل من را با خود بردهای و به آرامی به جان من آسیب میزنی، بهطوریکه شجاعت و قدرت من را کاملاً کاهش دادهای.
بس زاهدانِ خشک که در بحرِ زهدشان
کشتی ز ره ببرده و غرقاب کردهای
هوش مصنوعی: بسیاری از زاهدان خشک و بیروح هستند که در آب زهد خود غرق شدهاند و دیگران را نیز به این وضع دچار کردهاند.
بس ساکنانِ کنج خرابات را که باز
خلوتنشین گوشهی محراب کردهای
هوش مصنوعی: بسیاری از کسانی که در گوشههای پنهان و خراب شده زندگی میکنند، تو را به درستی به یاد آوری که چقدر وقتنشینی و خلوتکردن در گوشههای مقدس و عبادتگاهها را نادیده گرفتهای.
شبها که ما ز شوقِ تو تا روز کردهایم
تو همچو بختِ خفتهی ما خواب کردهای
هوش مصنوعی: شبا به خاطر شوق تو تا صبح بیداریم، اما تو مثل بختی که در خواب است، غافلی و بیخبر از ما.
ما را که یک دقیقه نصیب است ز آفتاب
ساعت شناستر ز سترلاب کردهای
هوش مصنوعی: ما به اندازهی یک لحظه از آفتاب برخورداریم، اما تو ما را بیشتر از آنچه که یک ساعتسنج میداند، به ما بشناساندهای.
خصمی مسلّط است که بر ما گماشتی
گفتم مگر رقیبی بوّاب کردهای
هوش مصنوعی: دشمنی بر ما تسلط یافته که بر ما قرار دادهای. آیا گفتم که رقیبی در کار است که بهخوبی دیدبان است؟
نی عقل و نی فراغت و نی دل نزاریا
اثبات عاشقی به چه اسباب کردهای
هوش مصنوعی: نه عقل داری، نه آرامش و نه دل ناتوان. به چه وسیلهای عشق را ثابت کردهای؟