برگردان به زبان ساده
ای یار بیوفا که ز ما برشکستهای
پیوند مهر و عِقد محبت گسستهای
هوش مصنوعی: ای دوست نامهربان که از ما فاصله گرفتهای، رابطه عشق و دوستیات را با ما پاره کردهای.
ضایع مکن حقوقِ مودّت به هیچ حال
گر خود همه دمیست که با ما نشستهای
هوش مصنوعی: هرگز حق محبت را در هیچ حالتی ضایع نکن، حتی اگر فقط یک لحظه با ما نشستهای.
ما از تو خستهایم و شکایت نمیکنیم
باری مکن ز ما گله کز ما نخستهای
هوش مصنوعی: ما از تو دلتنگ و خستهایم اما هیچگونه شکایتی نداریم. پس از تو خواهش میکنیم که از ما گله و ناراحتی نداشته باشی، زیرا ما هیچگاه از تو دلزده نشدهایم.
ما دست شسته از دل و جان در وفای تو
تو دل چرا ز دوستی ما بشستهای
هوش مصنوعی: ما از دل و جان برای وفاداری به تو تلاش کردهایم، اما چرا تو دل از دوستی ما برگرداندهای؟
با این همه لطافت و شیرین زبانی ات
با ما به گاهِ طعنه زدن چون کبستهای
هوش مصنوعی: با وجود همه نرمی و شیرینی کلامت، وقتی میخواهی طعنه بزنی مانند کسی هستی که خود را در قید و بند قرار داده است.
آخر به رستخیز منت التفات نیست
پنداری از صراطِ قیامت برستهای
هوش مصنوعی: در نهایت، هنگامی که قیامت بر پا میشود، توجه و عنایت به تو وجود ندارد و نباید فکر کنی که از راه راست عبور کردهای.
حالا ز سوز وامقِ بیچاره غافلی
آری هنوز باش که عذرا نجستهای
هوش مصنوعی: تو هنوز در غافل ماندن از درد و رنج وامق بیچاره هستی، در حالی که عذرا به تو نزدیک نشده است.
ای سروِ باغ جان که ز چشمم نمیروی
بر جویبارِ دیده ی من طرفه رستهای
هوش مصنوعی: ای سرو زیبای باغ جان، تو از دیدگانم دور نمیشوی. در جویبار اشکهای من، تو به طرز شگفتانگیزی جوانه زدهای.
دل بردی از نزاری و جان هم دریغ نیست
گر دل درین ستم زده جان نیز بستهای
هوش مصنوعی: دل تو را از من بردهای و برای جانم نیز افسوس نیست اگر در این بیعدالتی، دل را به جانم گره زدهای.