برگردان به زبان ساده
منم آن زاهد دورِ زمانه
که باشم ساکنِ خمّارخانه
هوش مصنوعی: من آن زاهد هستم که در این دنیای پرهیاهو و تغییرات، در میخانهای ساکن و آرام هستم.
گهی پوشیده رنگ صوفیانه
گهی بسته قبای کافرانه
هوش مصنوعی: گاهی لباس صوفی به تن دارد و گهگاهی لباس کافر.
گهی از کار دنیا بر کرانه
گهی در بندِ دام از حرص دانه
هوش مصنوعی: گاهی از مشغلهها و تعب دنیا فاصله میگیریم و به صفای خاطر میرسیم، و گاهی هم در پی لذتهای دنیوی گرفتار میشویم و از حرص و طمع به دام میافتیم.
گهی دایر چو پرگار زمانه
گهی ساکن چو نقطه در میانه
هوش مصنوعی: زمانی انسان در حرکت و تغییر است مانند دایرهای که در حال چرخش است و زمانی دیگر در آرامش و سکون قرار میگیرد مانند نقطهای که در مرکز دایره وجود دارد.
گهی قارون به گنجِ شایگانه
گهی پول سیه در خان و مان نه
هوش مصنوعی: گاه انسان به ثروت و دارایی بسیار دست مییابد و گاه ممکن است به فقر و تنگدستی دچار شود.
گهی جان کرده قربان عاشقانه
گهی از سایه ترسان بد دلانه
هوش مصنوعی: گاهی جانم را برای عشق فدای محبوب میکنم، و گاهی از سایهها میترسم و به دلایل بدگمانی و دلی دلگیر میشوم.
گهی مرغ خرد را آشیانه
گهی تیر ملامت را نشانه
هوش مصنوعی: گاهی اوقات انسان باید مکانی برای اندیشه و خرد خود پیدا کند و در مواقعی دیگر، ممکن است مورد سرزنش و انتقاد قرار بگیرد.
گهی بر سدرهام کرّوبیانه
گهی بر خاک ره چون آستانه
هوش مصنوعی: گاهی در اوج مقام و عظمت قرار دارم، همچون ملائک در عرش و زمانی دیگر در حالت تواضع و خضوع، مانند کسی که در برابر درِ خانهای ساده ایستاده است.
نزاری چند از افسون و فسانه
چنین بر خود چه میجویی بهانه
هوش مصنوعی: چرا خود را درگیر فریب و داستانهای خیالی میکنی و به دنبال توجیه برای این کار هستی؟
چه خیزد زین حدیث عامیانه
ز پا تا کی شوی با سر چو شانه
هوش مصنوعی: این سخن بیاهمیت چه بر میخیزد، از کجا تا کی میخواهی با افکار و رفتار بیمورد مانند شانه سر خود را پایین بیاوری؟
اگر خواهی حیات جاودانه
به یکرنگی توانی شد یگانه
هوش مصنوعی: اگر میخواهی زندگی ابدی و پایدار داشته باشی، باید به یکپارچگی و ثبات در خود دست یابی.