برگردان به زبان ساده
دوش بازم قاصدی از حضرت یار آمده
نی غلط کردم کدامین دوش هموار آمده
هوش مصنوعی: شب گذشته دوباره پیامآوری از طرف معشوق آمده است. نمیدانم که آیا درست گرفتهام که شب گذشته چنین چیزی رخ داده یا اینکه زمان دیگری بوده است؟
مملکت بخشیم و مملوکیم و در رتبت به ما
از ملایک دم به دم الهامِ بسیار آمده
هوش مصنوعی: ما کشور را به دیگران میسپاریم و خود را تحت فرمان آنها قرار میدهیم، اما در مقام و مرتبهامان، از فرشتگان هم الهامهای بسیاری به ما میرسد.
تا ز خود بیرون نیایی ره نیابی در جرم
کی خرد در منزلِ عشّاق هشیار آمده
هوش مصنوعی: برای اینکه به مسیر درستی برسید، باید از خودخواهی و خودپسندی خارج شوید. در دنیای عاشقان، تنها افرادی که آگاه و هوشیار هستند، میتوانند قدم گذاشته و به حقیقت عشق پی ببرند.
عشق ما بازی نباشد عزم سربازی مکن
یار می باید که باشد چست و عیار آمده
هوش مصنوعی: عشق ما جای بازی نیست، پس ای دوست، تصمیم به جنگ نگیرید. محبت باید جدی و با اراده باشد و باید کسی را که در دل میپرورانید، با ویژگیهای خوب و شجاع کنار خود داشته باشید.
قطعِ جان خوش کردهام زآن شب که دیدم روی دوست
سر برای این چنین روزی مرا کار آمده
هوش مصنوعی: از زمانی که روی دوست را دیدم، تصمیم گرفتم زندگیام را به خطر بیاندازم و خود را برای این روز آماده کنم.
از خیال نرگس چشمان مستش تا به روز
نوک مژگان هر شبم در دیده مسمار آمده
هوش مصنوعی: چشمهای خوابآلودش با یاد نرگس و زیباییاش هر شب در چشمان من اثر میگذارد و مثل میخی در قلبم فرو میرود.
نیست در مصر قبولی دل عزیزی هم چو او
هر چه یوسف نیست زان در چشمِ من خوار آمده
هوش مصنوعی: در مصر، هیچ دلی به خوبی دل عزیز من وجود ندارد و هر آنچه یوسف است، در چشم من از ظاهر به دور و بیاهمیت به نظر میرسد.
کاشکی تانستمی گفتن که این درد از کجاست
وز که و کی باز در جانم پدیدار آمده
هوش مصنوعی: کاش میتوانستم بگویم این درد از کجا ناشی میشود و چه کسی یا چه زمانی آن را در وجودم به وجود آورده است.
برگها در باغ وحدت بر درختِ امتحان
هر یکی در عشق حلّاجیست بر دار آمده
هوش مصنوعی: برگها در باغی که نماد یگانگی است، درختی وجود دارد که نمایانگر آزمایش و آزمون است. هر کدام از این برگها نشاندهنده عشق هستند و در واقع، در حال تجربه و پرورش عشق به شیوهای خاص هستند.
عاشقم عاشق به آواز بلند ای دوستان
باش گو کوته نظر بر من به انکار آمده
هوش مصنوعی: من عاشقام و با صدای بلند میگویم، ای دوستان، افرادی که سطحینگر هستید، چرا بر من تهمت میزنید؟
من ز خود اقرار دارم حاجتِ انکار نیست
جملهٔ اعضای من بر من به اقرار آمده
هوش مصنوعی: من اعتراف میکنم که نیازی به منکر کردن ندارم، زیرا تمام اعضای وجودم به اعتراف آمدهاند.
رفته بودم زین جهان بر بوی او باز آمدم
هم چو بلبل کز برای گل به گل زار آمده
هوش مصنوعی: من از این دنیا دور شده بودم، اما بوی او مرا دوباره به اینجا بازگرداند، مانند بلبلی که به خاطر گل، به باغ و گلزار برگشته است.
پای بندم گر نزاری بود در بازار عشق
این زمان هستم ازو یکباره بیزار آمده
هوش مصنوعی: اگر در بازار عشق دلت را به کسی نسپاری، من اکنون به کلی از او بریدهام و دیگر تمایلی به او ندارم.