برگردان به زبان ساده
من به جان آمده ام راه سویِ جانان کو
سخت است دشوار طریقی ست رهی آسان کو
هوش مصنوعی: من به اندازهای به ستوه آمدهام که به دنبال محبوب خود میگردم، اما مسیر دشوار و پیچیدهای در پیش رو دارم، در حالی که راهی آسان نیز وجود دارد.
کوره ی سینه پرِ آتشِ هجران دارم
درد دیرینه ی ما را دمِ آن درمان کو
هوش مصنوعی: در دل من شعلهای از عشق و جدایی زبانه میکشد و من مدام در پی پیدا کردن درمانی برای این درد قدیمی هستم.
وصل خود عاقبت الامر به ما بازآید
مرد برخاستن قاعده ی هجران کو
هوش مصنوعی: در نهایت، ارتباط ما دوباره برقرار خواهد شد. انسان باید بداند که ترک کردن و جدایی یک قاعده است.
بر محبّت چه دلیلی ست فدا کردنِ جان
عید درکیشِ قدیم است ولی قربان کو
هوش مصنوعی: چرا برای محبت، جان را فدای عشق کنیم؟ این یک سنت قدیمی است، اما قربانی کردن در این راه کجا رفته است؟
هر کسی را به سرِ خود سر و سامانی هست
سر و سامانِ منِ بی سرو سامان کو
هوش مصنوعی: هر کسی برای خود نظمی و ترتیب خاصی دارد، ولی من که بینظم و آشفتهام، ترتیب و سامانم کجاست؟
من برانداختۀ عشقم و در باخته پاک
هر چه آن بودم خود هیچ نبودم آن کو
هوش مصنوعی: در عشق و دلباختگی، من به گونهای دگرگون شدهام و همه چیزهایی که روزی بودم را از دست دادهام. حالا احساس میکنم که هیچکس نیستم و آنچه که بودم، از دست رفته است.
ای نزاری مکن از عالمِ تسلیم غلوّ
گر مسلّم شده ای مرتبۀ سلمان کو
هوش مصنوعی: ای نزار، از دنیای تسلیم نترس. اگر تو هم به طبقه و مرتبه سلمان رسیدهای، نباید از غلو و اغراق دوری کنی.
در پریشانی اگر مجتمعی مردی مرد
استقامت ز کجا خاصه درین دوران کو
هوش مصنوعی: در شرایط سخت و دشوار، اگر در میان مردم کسی باشد که بتواند با استقامت و پایداری از پس مشکلات برآید، او از کجا آمده است، به ویژه در این دوران خاص.